Notice: Function _load_textdomain_just_in_time was called incorrectly. Translation loading for the insert-headers-and-footers domain was triggered too early. This is usually an indicator for some code in the plugin or theme running too early. Translations should be loaded at the init action or later. Please see Debugging in WordPress for more information. (This message was added in version 6.7.0.) in /home2/davooir/public_html/wp-includes/functions.php on line 6260
داستان – برگه 6 – نقطه سر خط …
1 min read 0

یک‌شب تام کروزتان را قرض می‌دهید؟

یه چیزهایی هست که آدم دوست داره فقط با یه نفر داشته باشه. با یه نفر که اهلش باشه، حالا بگو در حد یه چایی خوردن. با اهلش که باشی، دلت هم اهل میشه. حالت رو به راه میشه. دو تا اهل که با هم باشن، ریزترین چیزا هم از دستشون در نمیره. ریزهای همدیگر رو پیدا می کنن و به‌هم گره‌اش میزنن. اگه نااهلش بیاد گره باز می شه…»  مریم عباسیان، مجموعه داستان فیلم‌های کتبی سیلویا پلات

1 min read 0

۲۲۸۹۷

چراغ اتاق خاموش و دلم ‌نمی‌خواد روشن‌اش کنم.  دارم آهنگی از آیدا شاه‌قاسمی 🎼رو گوش می‌کنم. تمام عصر داشتم پیاده‌ راه می‌رفتم. بی‌هدف و سرگشته… فقط برای اینکه […]

1 min read 1

عطر یاس

این مدت وقتی می‌رفتم پیاده‌روی، کمی گل یاس می‌چیدم، می‌ریختم تو جیبم. نمی‌دونم این فصل عطر یاس این‌قدر خوبه یا همیشه خوب بوده و من […]

1 min read 0

اسیر جنگی، منی فاضل

همیشه روایت جنگ دهه شصت را از زبان طرف ایرانی شنیده‌ایم. روایت اسارت را در فیلم‌های ایرانی دیده‌ایم اما داستان «اسیر جنگی» از منی فاضل این بار از آن سو، از زبان طرف دیگر جنگ سخن می‌گوید. طرفی که تا همین چند دهه پیش کشور دشمن بود و حالا سرزمین دوست و برادر… با این حال هرگز نشده‌است حوادث مشترک را از زاویه دید طرف مقابل ببینیم.

1 min read 0

کنعان

بارها و بارها به این دیالوگ ماندگار فیلم کنعان فکر کرده‌ام. همذات‌پنداری کرده‌ام و دلم خواسته زل بزنم تو چشم دیگران و بگویم یا حتی […]