براساس روایتها رابعه، دختر کعب قُزداری والی بلخ بود و میتوان رابعه را قدیمی ترین زنی دانست که به فارسی نو شعر سروده است.
برچسب: شعر
درخت آسوریک، بزها بهترند یا نخلها؟
آنچه امروز بهعنوان شعر فارسی از آن یاد میکنیم و حداقل میتوانیم آن را بدون ترجمه بخوانیم به قرن سوم بعد از اسلام برمیگردد. از قرن سوم هجری با شاعرانی مثل محمد بن وصیف، فیروز مشرقی، ابوسلیک گرگانی و البته حنظله بادغیسی و… سرایش شعر به زبان فارسی رونق گرفت. پیش از آن شعر به زبان فارسی با چنین اسلوبی مرسوم نبوده است
گفتوگوی با «بهاره محمدی» درباره اثر جدیدش:
این روزها انتشارات «نشر آثار برتر» مجموعه شعر سپید «میم حرف اول مرگ است» را از «بهاره محمدی» منتشر کرده است. این کتاب، نخستین اثر این شاعر است؛ هر چند او پیشتر به عنوان نویسنده داستان کوتاه در مجموعهداستان کولیها شرکت داشته است. بهمناسبت انتشار کتاب وی گفتوگوی کوتاهی با او داشتهایم تا مخاطبان تا حدودی با این شاعر و مجموعه شعر «میم حرف اول مرگ است» آشنا شوند.
تهران تا تورنتو؛ مروری بر جوایز ادبی این روزها
هرساله جوایز ادبی متعددی تحت عناوین جشنواره، مسابقه و … برگزار میشود. این فعالیتها در صورت برگزاری صحیح و داوری منصفانه میتوانند در معرفی چهرههای مستعد و جدید ادبی کمک قابلتوجهی داشته باشند؛ هرچند ترکیب تکراری و یکنواخت داوران، شرکت برخی عوامل نشر در ترکیب داوری در سالهای اخیر تردیدی بر استحکام و اثرگذاری این جوایز وارد کرده است؛ بااینحال در این گزارش مروری داشتهایم بر آخرین جوایز ادبی در حال برگزاری که همچنان مهلت ارسال اثر به آنها باقی مانده است. لازم به ذکر است که جوایز ادبی همچون بوشهر، آب، خاتم و… نیز در مراحل پایانی خود به سرمیبرند که در این گزارش به آنها پرداخته نشده است.
نمایش ذهن زلال نیکی
«روزی شاید…» مجموعه تراوشهای خلاقانه ذهن نیکی رعنایی است. نویسنده نوجوانی که متولد ۱۳۸۵ مشهد است و اولین کتابش را انتشارات آرسس در سال ۱۳۹۷ منتشر کرده است.
کتاب از سه بخش تشکیلشده است. بخش عمده اثر را شعرها تشکیل دادهاند و در میانه چند دل نوشته و در انتها سه داستان کوتاه پیوست شده است. پیشگفتار کتاب، ذهن خلاق نیکی را برآیند زندگی در خانوادهای اهل مطالعه و بهویژه تأثیر پدربزرگ فرهیختهاش دانسته است؛ چنانکه نیکی نیز در ابتدای کتاب، اثرش را به خانوادهاش تقدیم میکند که کتاب خواندن را بیشتر از ورق زدن میدانند. همچنین کتاب را بیش از همه به پدربزرگش تقدیم کرده است که نگاه ژرف و عمیقش منبع الهامبخشی برای دستبهقلم شدن نیکی بوده است.
شعری از فروغ که روایت زندگی خیلیهاست!
اگر قرار بود تنها یک شعر، روایت این روزهای زندگی من باشد. بیراه نیست اگر این شعر فروغ را انتخاب کنم. بارها و بارها این شعر را خواندهام. و باخودم زمزمه کردهام که کسی نمیخواهد باور کند که باغچه دارد میمیرد! برای من مادر سجادهای است گسترده در آستان وحشت دوزخ و پدر کار خود کردهای قانع به حقوق تقاعد( مستمری بازنشستگی) و برادری که به باغچه میگوید قبرستان و به اغتشاش علفها میخندد!
