Notice: Function _load_textdomain_just_in_time was called incorrectly. Translation loading for the insert-headers-and-footers domain was triggered too early. This is usually an indicator for some code in the plugin or theme running too early. Translations should be loaded at the init action or later. Please see Debugging in WordPress for more information. (This message was added in version 6.7.0.) in /home2/davooir/public_html/wp-includes/functions.php on line 6260
آدم‌ها – نقطه سر خط …
1 min read 0

برای همیشه استاد

دکتر محمود صفریان یکی از شریف‌ترین انسان‌هایی بود که در همه عمرم شناختم. نویسنده‌ای که تمام تلاشش را کرد تا بنویسد. خوانده شود که نوشت و نوشت؛ اما آن طور که سزاوارش بود ، آن حد که شایستگی‌اش را داشت خوانده نشد، دیده نشد، به چشم نیامد؛ چراکه در عصر بردگان تبلیغ زندگی می‌کنیم. چراکه دوست نداشت نوشته‌هایش سلاخی شود و شرافت قلم برابش اهمیت داشت.

0 min read 0

شفیعی‌ کدکنی!

از سال ۱۳۴۸ تا امروز چیزی حدود پنج دهه، شفیعی کدکنی در دانشگاه تهران صاحب کرسی بوده است و گویا دیروز به خاطر نداشتن کارت به دانشگاه نتوانسته وارد شود*شایعه یا واقعیت؟ تکذیب خبر توسط میلاد عظیمی هم نتوانست از واکنش‌ها کم کند و هنوز بسیاری معتقدند که چنین حادثه‌ای واقعا رخ داده است. از دیروز یک سر آه از نهاد عالم و آدم برخواسته که به جامعه فرهیخته ادبی توهین شده است. به نظرم باید گفت:« جمع کنید این بساط بت سازی و پدرخواندگی را» مگر دانشگاه ارث پدر بعضی اساتید است که تا دم مرگ ول کن کرسی‌شان نیستند. شفیعی کدکنی منتهی الامال همه کسانی است که در دانشگاه ادبیات فارسی را به کتاب خودخوان مبدل کردند. شعر معنی کن‌های بی خاصیت که فقط می‌توانند

1 min read 0

ایکئو هایاشی، از نبوغ تا جنون

ایکئو هایاشی  سال ۱۹۴۷ در توکیو متولد شد. او بعد از دوران مدرسه به دانشگاه کیو رفت. یکی از دو دانشگاه برتر خصوصی در توکیو، در رشته پزشکی تحصیل کرد و  به عنوان متخصص قلب و عروق در بیمارستان کیو مشغول به کار شد و تا ریاست  بخش عروق بیمارستان آسایشگاه ملی هم پیش‌رفت. او به گروهی تعلق داشت که در ژاپن آن‌ها را فوق نخبه می‌نامیدند. سرگشتگی انسان معاصر پدیده غریبی است. تا آنجا که حتی هایاشی نابغه را هم در گرداب خودش می‌کشاند. گویی او برای درک معمای هستی در پزشکی راه به جایی نبرده بود. هایاشی علی‌رغم همه مخالفت‌ها، در سال ۱۹۹۰ از شغل خودش استعفا داد.

خودبازنشستگی یک پزشک موفق از محل کارش به نظر رفتار عجیبی است؛ اما هنوز مانده بود تا هایاشی عجیب‌ترین رفتار عمرش را نشان دهد.

دوشنبه ۲۰ مارس ۱۹۹۵می‌توانست برای مردم توکیو یک روز بهاری خوشایند باشد اما ناگهان …

1 min read 0

سیامک سنجری

خیلی وقت است که دیگر درباره عدالت نظری ندارم. مدت‌هاست پذیرفته ام که عدالت اسطوره است. یعنی یک آرمان و آرزو برای خواست جمعی بشر. که مثل بسیاری از اسطوره‌ها دور از دسترس و گاهی نایافتی است. درست است که اسطوره‌های زیادی به واقعیت پیوسته است اما برای این یکی(عدالت) واقعیتی متصور نیستم. امشب داشتم مطالب مختلفی درباره قتل‌های زنجیره‌ای دهه هفتاد می‌خواندم. محمد بلوری روزنامه‌نگار پیشکسوت و دبیر وقت گروه حوادث روزنامه ایران، پس از ۲۰ سال از وقوع قتل‌های زنجیره‌ای به بیان ناگفته‌هایی از نحوه افشای این جنایات پرداخته است. بلوری مدعی است که اصطلاح قتل‌های زنجیره‌ای را او وضع کرده بود.

میان همه قتل‌ها یکی تراژیک‌تر از مابقی به نظر می‌رسد. قتل سیامک سنجری! در زمان قتل تنها ۲۸ سال داشته است. اهل سیاست و فعالیت سیاسی هم نبوده است و چند روز قبل از عروسی اش به قتل می‌رسد و نکته  اینکه کارت دعوت عروسی‌اش در جیب قاتلش بوده است. در روایت محمد بلوری آمده است: