دهه اخیر بازار کتاب شاهد رشد بیرویه کتابهایی تحت عنوان موفقیت و خودیاری بوده است. کتابهایی که در بسیاری از مواقع فاقد نگاه علمی و کاربردی به زندگی است و هدف نهایی آنها جیب مخاطب است. ازآنجاکه در ایران چاپ کتابهای ترجمه به پرداخت حق مؤلف و رعایت کپیرایت نیازی ندارد، تمایل ناشران برای انتشار چنین کتابهایی بیشتر است. تا جایی که برخی ناشران از طریق چاپ کتابهای کپیترجمه از این فضای مغشوش نهایت استفاده را میبرند. در اینجا بحث بازار نشر نیست. بلکه منظور آفتی است که از این بستر به جان مخاطب زده میشود. آنچه این وسط مهجور و مغفول میماند، خودیاری و موفقیت مخاطب است.
برچسب: موفقیت
قدرت عادت
قهرمانهای رمانهای کلاسیک را نباید دست کم گرفت. آنها نسخه شخصیتهای درونی انسانها هستند. آنها به خوبی نشانمیدهند که درون هرشخص یک دونکیشوت متوهم، یک آبلوموف تنبل، یک هولدن سرکش، یک راسکولنیکف روانکاو، یک ژانوالژان تواب و… وجود دارد اما یکی از شخصیتها حال دیگری دارد. غیراز اینکه شخصیتاش شبیه به نسخه درونی انسانها باشد؛ موقعیتاش شبیه به موقعیت همه انسانهاست. همه آدمها شبیه رابینسون کروزوئه در جزیزهای اسیر شدهاند. حتی اگر خودشان از اسارتشان خبر نداشتهباشند. اصلی وجود دارد . شما دیر یا زود به موقعیتی که در آن گرفتار شدهاید عادت میکنید و یک اصل دیگر که در ادامه اصل قبل وجود دارد. عادتها به سادگی تغییر نمیکنند! جزیزه هر کسی میتواند: چرخه روزمرگی باشد، رابطهای باشد که دیگر برایش جذاب نیست. شغلی که دوستش ندارد. شهری که نمیخواهد آنجا باشد، حال افسردهای که در آن غرق است و… همیشه دو راه وجود خواهد داشت. یا ماندن در جزیره و عادت کردن… یا دل زدن به دریا به امید نجات… تضمینی وجود ندارد که دل به دریا زدن شما را به کشتی یا جزیره دیگری برساند؛ اما ماندن در جزیره یک تباهی تضمین شده است.
اتمیزه شدن جامعه
در جامعه اتمیزه شده هر کسی تنها به فکر منافع شخصی خودش است و این اتمیزه شدن آن قدر پیش میرود تا اینکه برای توهم بقا، مثل گردان موشها، شروع میکنند به خوردن همدیگر… حال جامعه کنونی هم شبیه به همین وضع شده است. هر کسی میپندارد باید جای پای خودش را محکم کند، بیتوجه به اینکه کشتی جامعه در حال غرق شدن است.
