این روزها انتشارات «نشر آثار برتر» مجموعه شعر سپید «میم حرف اول مرگ است» را از «بهاره محمدی» منتشر کرده است. این کتاب، نخستین اثر این شاعر است؛ هر چند او پیشتر به عنوان نویسنده داستان کوتاه در مجموعهداستان کولیها شرکت داشته است. بهمناسبت انتشار کتاب وی گفتوگوی کوتاهی با او داشتهایم تا مخاطبان تا حدودی با این شاعر و مجموعه شعر «میم حرف اول مرگ است» آشنا شوند.
برچسب: روزنوشته های داودعلیزاده
کاشیما (۹)
آدم زودباوری هستید یا دیرباور؟ اهمیتی دارد؟ بعضی افراد سادهاندیش هستند و زودباور… بهمحض شنیدن هر چیزی آن را باورمیکنند و دسته دیگر، بهسادگی تن به پذیرش هر پدیدهای نمیدهند. بحث ارجحیت و تمایز زودباور و دیرباوری نیست. حرف و حدیث مسائلی است که حتی سادهاندیشان نیز از پذیرش آن به سادگی سرباز میزنند؛ چه برسد به آدمهای دیرباور که برای باور هر چیز، هزار و یک دلیل و نشانه طلب میکنند.
کاشیما (۸)
عطر جزء جداییناپذیر شعر کلاسیک فارسی است.گویی هرچقدر شعر عاشقانهتر باشد، رایحههای بیشتری از بین واژگان در ذهن تداعی میشود. از عطر گیسوی یار تا بوی پیرهن یوسف، از بوی مرموز کافور تا عطر یاس و نرگس… از گلاب و عنبر تا مشک نافه آهوان ختن؛ اما چرا شاعران اینقدر از روایح در شعرشان سود جستهاند؟
پیچ و خمهای انتقال فرهنگ بومی به کودکان
یکی از دغدغههای اصلی خانوادهها راههای انتقال مفاهیم به کودکان است. همانقدر که مفاهیم انتقالی به کودکان مهم است، کانال ارتباطی نیز اهمیت بسزایی دارد. در گذشته انتقال مفاهیم از طریق ارتباطات خانوادگی و آموزشی همچون مکتبخانه، مساجد و مدارس و همچنین متون مکتوب صورت میگرفت که با پیوستن جوامع به جهان مدرن این کانالهای انتقالی تنوع بیشتری یافتند.
در ابتدا رسانههایی چون روزنامه، سینما، رادیو و تلویزیون به این جمع اضافه شدند که به طریق بستهبندیشده و کنترلی مفاهیم به خصوصی را در اختیار کاربران قرار میداد؛ اما در دهههای اخیر این کانالها از مرز قاب محدود تلویزیون و پرده سینما فراتر رفته است و اینک با اتصال به جهان شگفتانگیز مجازی (اینترنت) وسعت بیکرانی را در مقابل افراد گشوده است. چشماندازی که از آن فرد میتواند دانش، فرهنگ، باور و اعتقادات خود را دستخوش تغییر قرار دهد. این تغییر در دو بعد ارتقا و تنزل میتواند صورت گیرد.
کاشیما (۷)
روزگاری شاملو در سخنرانی که در دانشگاه برکلی داشت، انگشت روی نقطه لغزنده و حساسی از درک گذشته گذاشت. او با اشاره به قدرت دربار و اینکه حجاران مستخدمان دربار بودند، تردیدی اساسی بر صداقت متون و کتیبههای باستانی وارد کرد. به واقع سنگتراش درباری چگونه میتوانست غیر از نظری که به اون حکم شده است بر کتیبهها درج کند؟ شاهنشاه حکم کرده باشد من عادلم و من فرمانروا… آیا کسی بود که شهامت داشته باشد غیر از این را در دل سخت صخره حک کند؟ تاریخنگاری نوین دیگر به چنین مدارکی برای درک گذشته وقعی نمینهد. این آثار تنها جنبه هنری دارند و دلالت بر حضور و وجود… نه جنبه تاریخ شناسی.
پازل زندگی، نسخه ایرانی اسلامی موفقیت فردی
دهه اخیر بازار کتاب شاهد رشد بیرویه کتابهایی تحت عنوان موفقیت و خودیاری بوده است. کتابهایی که در بسیاری از مواقع فاقد نگاه علمی و کاربردی به زندگی است و هدف نهایی آنها جیب مخاطب است. ازآنجاکه در ایران چاپ کتابهای ترجمه به پرداخت حق مؤلف و رعایت کپیرایت نیازی ندارد، تمایل ناشران برای انتشار چنین کتابهایی بیشتر است. تا جایی که برخی ناشران از طریق چاپ کتابهای کپیترجمه از این فضای مغشوش نهایت استفاده را میبرند. در اینجا بحث بازار نشر نیست. بلکه منظور آفتی است که از این بستر به جان مخاطب زده میشود. آنچه این وسط مهجور و مغفول میماند، خودیاری و موفقیت مخاطب است.
بیمار، فاعل یا مفعول
در جهان پیش از مدرن، کسی که بیمار میشد با او در موضع فاعلیت برخورد میشد. به این معنا که او کاری کرده بود که بیمار شده است. طبیب از او درباره تغذیه، فعالیت و … سؤال میکرد. هنوز هم در باور سنتگرای خانوادهها، بیمار یک فاعل است. وقتی فرد سرما بخورد، به او گفته میشود لباس مناسب نپوشیدی یا مرتکب کاری شده است که سرماخورده است. حتی به عبارتهایی که برای نام بیماریها انتخابشده دقت کنیم. همین مسأله به چشم میآید. سرماخورده است. بیمار در حالت فاعل سرماخورده است؛ اما در دنیای مدرن بیمار از موضع فاعل به مفعول تغییر جایگاه داده است. به این معنا که فرد وقتی بیمار میشود دلیلی خارج از فعلیت او باعث شده دچار بیماری شود. ویروس، باکتری و یا حتی ژنتیک و وراثت… پیامد این تغییر زاویه دید در دو سطح خودش را نشان میدهد.
بررسی چالشهای ادبیات کودک در گفتگو با زینب علیزاده لوشابی
یکی از دلایلی که باعث شد نسل ما کتابخواندن را جدی نگیرند؛ فقدان نگاه حرفهای به حوزه ادبیات کودک در دهههای گذشته بود. حالا نویسندگان جدیدی پا به عرصه گذاشتهاند که دغدغهشان خلق آثار حرفهای برای کودکان است. «زینب علیزاده لوشابی» یکی از بااستعدادترین و خلاقترین نویسندگان این حوزه است با کارنامهای درخشان که امیدوارم گفتگوی امروز باعث شود مخاطبان با این نویسنده بیشتر آشنا شوند. این گفتگو در روزنامه بامداد جنوب امروز شانزدهم بهمن منتشر شده است.
پاپاراتزی
تولستوی در شروع رمان آناکارنینا میگوید: «تمام خانوادههای خوشبخت شبیه یکدیگرند؛ اما هر خانواده بدبختی به شکل خاص خود بدبخت است.» به ظاهر درست است؛ اما امروزه مشخصشده، خوشبختی حسی درونی است که فرد به دلایل متعدد آن را میتواند داشته باشد. هر فرد بهواقع تنها میتواند حس خوشبختی واقعی خودش را درک کند. درک خوشبختی دیگران یعنی درک حس درونی افراد دیگر… اما این مسأله چطور ممکن است؟ چطور میتوان دریافت که کسی درونش حس خوشبختی دارد؟ در حقیقت دریافت راستین این حس محال است. پس افراد برای جواب به این سؤال و حس کنجکاوی که دیگری خوشبخت است یا خیر؟ به جوابی پناه میبرند که ذهن و تخیل به سؤالی اینچنین در قبال خودشان ایجادکرده است. اینکه چه چیزی خودم را خوشبخت میکند؟ ثروت، سلامتی، شهرت و… اما این ویژگی و مؤلفهها از کجا میآیند؟
خیر محدود
در جامعهشناسی ترمی وجود دارد به نام «خیر محدود» که توسط جورج فاستر و راجرز مطرح شد و به این موضوع اشاره دارد که در جوامع دهقانی، مردم مقدار خوبی و خیر در جامعه را محدود میپندارند و براساس این عقیده اگر کسی مقداری از امتیازات خوب نظیر امنیت، موقعیت، ثروت و… را به خود اختصاص دهد؛ بنابراین از سهم دیگران کم کرده است. با همین طرز فکر افراد داشتههای همدیگر را تحمل نمیکنند و سعی میکنند، همدیگر را پایین بکشند. همین طرز فکر در جوامع توسعه نیافته و جهان سومی در سطح کلان اتفاق میافتد. افراد تاب و تحمل شهرت، ثروت، مقام و موقعیت دیگران را ندارند.
