در صبح ابری یک روز پاییزی که تنه به بهار میزند. پنجره اتاقم را بازکردهام. هوای خنکی به اتاق، ریز ریز سرک میکشد. دارم کتاب تقدیر […]
دسته: روزنوشتهها
از دو که حرف میزنم، از چه حرف میزنم! هاروکی موراکامی
اولین بار بهصورت تصادفی این کتاب را خواندم. ازاینجهت تصادفی چون موراکامی نویسنده موردعلاقهام نبود و مشتاق خواندن کتاب نبودم؛ اما دوره خواندن این کتاب، […]
دوتوک
هنوز هوا تاریک بود که رسیده بودم بیرجند.از اتوبوس پیاده شدم حس کردم ناگهان مچاله شدم. اولین رانندهای که سراغم آمد و پرسید:« میخوای شهر […]
آهنگ پالیوشکا پولیه
پالیوشکا پولیه یا پولیوشکو پوله (به روسی: Полюшко Поле) یا هر جور دیگری که خوانده بشود، نام یک ترانه خیلی معروف روسی است. اصل کلمه به معنای مرغزار است. یکی از آهنگهایی است که دوستش دارم. ساخت اولیه این آهنگ به سال ۱۹۳۳ و جنگ داخلی روسیه برمیگردد. «لیف کنیپر» این آهنگ را بر روی شعری از «ویکتور گوسیف» ساخت و تا مدتها توسط ارتش سرخ خوانده میشد. در ادامه میتوانید این آهنگ را بشنوید یا دانلود کنید.
معنای زندگی!
چالز بوکفسکی در کتاب عامه پسند میگوید:« من با استعداد بودم. یعنی هستم. بعضی وقتها به دستهایم نگاه میکنم و فکر میکنم که میتوانستم پیانیست […]
از آبان تا آذر
چه الکی الکی روزها میگذره. به همین سادگی شد اول آبان… آبان برای اسم پسر به نظرم اسم قشنگی باشه. آذر هم اگر قدیمی نبود […]
هوای دونفره
حوالی غروب پیاده داشتم از کتابخانه به خانه برمیگشتم. هوا بدجور دونفره بود. بدجور… این قدر که یاد داستان هوای دونفره افتادم. «هوا دونفره بود. […]
از کفش ملی تا اورژانس اجتماعی
امروز رفتم نمایندگی کفش ملی برای پیگیری گارانتی کفشی که مرجوع کرده بودم. گارانتیاش رد شده بود. مثلاً شش ماه گارانتی زیره داشت که به […]
دنیای این روزهای من
حالا ساعت از دو و نیم بامداد هم گذشته که تو اتاق نیمه تاریک خودم نشستم و به آیندهای فکر میکنم که برنامهریزی براش مشکلتر […]
من و فوبیای تلفن
شما بگو قرتی بازی، شما بگو ادا و اصول و اطوار… ولی واقعاً یکی از مشکلات زندگی من همین جواب دادن به تلفن بوده و […]
