داریوش مصطفوی در گفتگو با امیرعلی نبویان گفته است: «همیشه ۲۰ درصد نتیجه فوتبال در زمین رقم میخورد!» و بعد تأکید کرده بر فعالیتهای خارج […]
برچسب: روزنوشته های داود علیزاده
دوست داشته شدن!
سال ۸۴ در خوابگاه دانشجویی، شبی که امتحانی داشتم و حس و حال خواندنش را نداشتم ناگهان چشمم به کتاب مکتوب از پائولو کوئیلو افتاد. کتاب یکی از هم اتاقیهایم بود. هر چه بود بهتر از خواندن کتابی بود که فردایش امتحانش را داشتم و حالش را نداشتم. برای همین مشغول خواندش شدم. کتاب مجموعهای بود از داستانکهای استعاری… کوتاه و سرگرم کننده… و شاید به زعم خود کوئیلو آموزنده. به هر حال آن شب گذشت. تا اینکه همین دو روز پیش چشمم به کتاب مکتوب افتاد. مطلبی نوشته بود درباره دوست داشته شدن! در خاطرم نبود که این مطلب را قبلاً خواندهام. مطلبی هم داشتم که خودم درباره دوست داشته شدن نوشته بودم. بحث مقایسه نیست. بحث موازی هم نیست. فقط برای اینکه برایم جالب بود هر دو را اینجا نشر میدهم.
اتمیزه شدن جامعه
در جامعه اتمیزه شده هر کسی تنها به فکر منافع شخصی خودش است و این اتمیزه شدن آن قدر پیش میرود تا اینکه برای توهم بقا، مثل گردان موشها، شروع میکنند به خوردن همدیگر… حال جامعه کنونی هم شبیه به همین وضع شده است. هر کسی میپندارد باید جای پای خودش را محکم کند، بیتوجه به اینکه کشتی جامعه در حال غرق شدن است.
شعری از فروغ که روایت زندگی خیلیهاست!
اگر قرار بود تنها یک شعر، روایت این روزهای زندگی من باشد. بیراه نیست اگر این شعر فروغ را انتخاب کنم. بارها و بارها این شعر را خواندهام. و باخودم زمزمه کردهام که کسی نمیخواهد باور کند که باغچه دارد میمیرد! برای من مادر سجادهای است گسترده در آستان وحشت دوزخ و پدر کار خود کردهای قانع به حقوق تقاعد( مستمری بازنشستگی) و برادری که به باغچه میگوید قبرستان و به اغتشاش علفها میخندد!
