عموم مردم فکر میکنند که انتخابهای احساسی آنها برآمده از درونشان است. ندایی جادویی که از قلب تپنده سرزده است و مدار منطقی عقل هم از مهارش عاجز است. بهطور مثال وقتی کسی، دیگری را دوست دارد و آن را زیبا میپندارد، تأکید همهجانبه بر احساسات خود دارد. مثال ساده اینکه افراد تصور میکنند خودشان معشوق را انتخاب کردهاند یا برای دوست داشتن آن برگزیدهشدهاند. حال اینکه حقیقت چیز دیگری است. دوست داشتن هر چیزی برآیند مکانیسم پیچیدهای است که پارامترهای مختلفی بر آن اثر گذاشته است. اگر کمی عاشقانههای شاعران گذشته مرور شود، تغییر ملاکهای زیبایی در ادوار مختلف بهوضوح دیده میشود.
برچسب: روزنوشته های داود علیزاده
«و عشق، مرگی است کوچک»
نشر روزنه بهتازگی ترجمه جدیدی از کتاب «مرگی کوچک» با عنوان اصلی «موت صغیر» را از «محمدحسن علوان» با ترجمه سیدحمیدرضا مهاجرانی منتشر کرده است. نام کتاب برگرفته از سخن «محییالدین عربی» است: «الحبُّ موتٌ صغیرٌ» این کتاب در افتتاحیه نمایشگاه بینالمللی کتاب «ابوظبی» (۲۰۱۷) بهعنوان برنده دهمین دوره جایزه بوکر عربی (۲۰۱۶) معرفی شد. «مرگی کوچک» از میان ۱۸۶ رمان پیشنهادشده از ۱۶ کشور به این عنوان دست یافت.
کاشیما (۹)
آدم زودباوری هستید یا دیرباور؟ اهمیتی دارد؟ بعضی افراد سادهاندیش هستند و زودباور… بهمحض شنیدن هر چیزی آن را باورمیکنند و دسته دیگر، بهسادگی تن به پذیرش هر پدیدهای نمیدهند. بحث ارجحیت و تمایز زودباور و دیرباوری نیست. حرف و حدیث مسائلی است که حتی سادهاندیشان نیز از پذیرش آن به سادگی سرباز میزنند؛ چه برسد به آدمهای دیرباور که برای باور هر چیز، هزار و یک دلیل و نشانه طلب میکنند.
کاشیما (۸)
عطر جزء جداییناپذیر شعر کلاسیک فارسی است.گویی هرچقدر شعر عاشقانهتر باشد، رایحههای بیشتری از بین واژگان در ذهن تداعی میشود. از عطر گیسوی یار تا بوی پیرهن یوسف، از بوی مرموز کافور تا عطر یاس و نرگس… از گلاب و عنبر تا مشک نافه آهوان ختن؛ اما چرا شاعران اینقدر از روایح در شعرشان سود جستهاند؟
پیچ و خمهای انتقال فرهنگ بومی به کودکان
یکی از دغدغههای اصلی خانوادهها راههای انتقال مفاهیم به کودکان است. همانقدر که مفاهیم انتقالی به کودکان مهم است، کانال ارتباطی نیز اهمیت بسزایی دارد. در گذشته انتقال مفاهیم از طریق ارتباطات خانوادگی و آموزشی همچون مکتبخانه، مساجد و مدارس و همچنین متون مکتوب صورت میگرفت که با پیوستن جوامع به جهان مدرن این کانالهای انتقالی تنوع بیشتری یافتند.
در ابتدا رسانههایی چون روزنامه، سینما، رادیو و تلویزیون به این جمع اضافه شدند که به طریق بستهبندیشده و کنترلی مفاهیم به خصوصی را در اختیار کاربران قرار میداد؛ اما در دهههای اخیر این کانالها از مرز قاب محدود تلویزیون و پرده سینما فراتر رفته است و اینک با اتصال به جهان شگفتانگیز مجازی (اینترنت) وسعت بیکرانی را در مقابل افراد گشوده است. چشماندازی که از آن فرد میتواند دانش، فرهنگ، باور و اعتقادات خود را دستخوش تغییر قرار دهد. این تغییر در دو بعد ارتقا و تنزل میتواند صورت گیرد.
کاشیما (۷)
روزگاری شاملو در سخنرانی که در دانشگاه برکلی داشت، انگشت روی نقطه لغزنده و حساسی از درک گذشته گذاشت. او با اشاره به قدرت دربار و اینکه حجاران مستخدمان دربار بودند، تردیدی اساسی بر صداقت متون و کتیبههای باستانی وارد کرد. به واقع سنگتراش درباری چگونه میتوانست غیر از نظری که به اون حکم شده است بر کتیبهها درج کند؟ شاهنشاه حکم کرده باشد من عادلم و من فرمانروا… آیا کسی بود که شهامت داشته باشد غیر از این را در دل سخت صخره حک کند؟ تاریخنگاری نوین دیگر به چنین مدارکی برای درک گذشته وقعی نمینهد. این آثار تنها جنبه هنری دارند و دلالت بر حضور و وجود… نه جنبه تاریخ شناسی.
گفتگو با محمدرضا یار ترانهسرای آلبوم« از تنهایی گریه مکن»سالار عقیلی
محمدرضا یار از ترانهسرایان جوان و موفق چند سال اخیر است. بیتردید از ترانههای یار شنیدهایم؛ هرچند شاید نام خالق آن را ندانسته باشیم. آلبوم «از تنهاییگریه مکن» با صدای سالار عقیلی و آهنگسازی ابوالفضل صادقینژاد، شاخصترین اثر اوست که تمام ترانههایش را سروده است و از آن بهعنوان آلبومی جریانساز در زمینه موسیقی یاد میکند. این آلبوم در فهرست نهایی «جشنواره موسیقی فجر» سال ۱۳۹۵ قرار داشت و همچنین آلبوم برگزیده چهارمین جشن سالانه «موسیقی ما» نیز بوده است. از قطعه «از تنهایی گریه مکن» در محافل دیگر نیز تقدیر صورت گرفته است. از دیگر ترانههای پرمخاطب یار میتوان از تیتراژ سریال «دیواربهدیوار» نیز نام برد. وی در کنار ترانهسرایی، به نگارش نمایشنامه، داستان و پژوهش در حوزه ادبیات به خصوص شعر و ترانه نیز پرداخته است و آثار متعددی منتشر و در دست انتشار دارد.
نمایشنامه «رقص هانتینگتون» محمدرضا یار برگزیده بخش نمایشنامهنویسی «جشنواره بینالمللی تئاتر فجر» در سال ۱۳۹۵ نیز شده است. در ادامه گفتگویی با او داشتهایم که خواندن آن خالی از لطف نیست. در این گفتگو خانم «رز محقق» از ترانهسرایان جوان و خوش آتیه نیز صمیمانه ما را یاری کردند که جا دارد از لطف و محبتی که داشتند کمال تشکر را داشته باشم.
کاشیما (۶)
هرچقدر در دنیای علم کلمه «چرا» راهگشا شده است؛ به همان اندازه در دنیای روابط انسانی، این کلمه باعث بنبست کشیده شدن رابطهها شده است. روابط انسانی شبیه آب روانی است که باید مدام در جریان باشد. چرا باعث میشود رابطه راکد شود. از جریان دور شود. طرف مقابل با شنیدن کلمه چرا، مورد بازخواستی قرار میگیرد که برای تبرئه خود ناچار است توقف کند. سرش را به عقب برگرداند. به گذشته نگاه کند؛ اگر جوابی یافت بگوید و اگرنه در مقابلهبهمثل، در رفتار طرف مقابلش «چرایی» را بیابد و در جواب بگذارد. این سلسله گاهی آنقدر متوالی و طولانی میشود که جز تباهی رابطه نتیجه دیگری ندارد.
«نقطه سرخط»: از حاشیه تا متن «رهـ ش» آخرین رمان امیرخانی
در نقطه سرخط این هفته سعی کردهایم به آخرین رمان امیرخانی نگاهی داشته باشیم و سمتوسوی نگاه او در این رمان را بررسی کنیم. باید در ابتدا اشاره کرد که خواندن رمان «ر هـ ش» یکوقت کافی، حوصله وافر و عصبانیت از منطقه یک تهران میطلبد. از این بابت میتوان انتظار داشت اگر بسیاری با این رمان ارتباط برقرار نکنند؛ چراکه دغدغههای اصلی این رمان جهانشمول نیست و برای کسانی که در مناطق متراکم پایتخت تجربه زیستن ندارند. لمس و همذاتپنداری دشوار است.
کاشیما ۵
«رابطه یکطرفه» در ظاهر اصطلاحی غلط است. رابطه از نفس ارتباط میآیند درحالیکه یکطرفه بودن این ارتباط را نقض میکند. ترکیبی متضاد و غیرممکن؛ اما نکته در این است که در اصل رابطه یکطرفه، رابطه فرد عاشق است با آینده توهمی خودش، نه با معشوق که او را پسزده است. برای همین نجات او، نه به دست معشوق بیخبر و ناخواسته است و نه دست دیگران… تنها راه نجات، دست کشیدن از آینده توهمی است که تخیلات تنهایی آنها را خلق کرده است.
