نشستهای کانون ادبی «رهاوی» اصفهان به صد و شصت جلسه پیوسته در عصر شنبهها رسیده است. جلسهای که بهقاعده خودش به ادبیات و بهویژه داستان میپردازد. این امر در گرو تلاشهای مستمر سمیه سمساریلر، دبیر این انجمن محقق شده است. سمساریلر در کارنامه ادبی خود انتشار مجموعه داستان «زخمهایم کهنه نمیشوند» و «باید یک داستان بنویسم» را از نشر «نهفت» دارد. همچنین او کتاب «هشت قطعه زربفت» اثر «یانگ، جوئینگ- مینگ» را از انگلیسی ترجمه کرده که نشر «فراروان» آن را منتشر کرده است. درباره سپهر داستانی سمساریلر و فعالیت کانون ادبی رهاوی با او به گفتوگو نشستهایم که شما را به خواندن آن در ادامه دعوت میکنم.
بامداد جنوب ششم اسفند ۹۷
برچسب: داود علیزاده
«نقطه سرخط»: عطیه عطارزاده جهنم انزوا را توصیف میکند.
«نقطه سرخط»: عطیه عطارزاده جهنم انزوا را توصیف میکند؛
راهنمای مردن با گیاهان دارویی
«راهنمای مردن با گیاهان دارویی» ازجمله رمانهای خوشاقبال و موردتوجه مخاطبان و منتقدین در سال اخیر بوده است. بهطوریکه تا بخش نهایی جایزه ادبی «احمد محمود» نیز پیش رفته بود و در این مدت به چاپ دهم نیز رسیده است. این کتاب اولین رمان منتشرشده «عطیه عطارزاده» است. وی پیش از این کتاب مجموعه اشعار خود به نام «اسب را در نیمه دیگرت برمان» را در سال ۹۴ در انتشارات چشمه منتشر کرده بود.
نمایش ذهن زلال نیکی
«روزی شاید…» مجموعه تراوشهای خلاقانه ذهن نیکی رعنایی است. نویسنده نوجوانی که متولد ۱۳۸۵ مشهد است و اولین کتابش را انتشارات آرسس در سال ۱۳۹۷ منتشر کرده است.
کتاب از سه بخش تشکیلشده است. بخش عمده اثر را شعرها تشکیل دادهاند و در میانه چند دل نوشته و در انتها سه داستان کوتاه پیوست شده است. پیشگفتار کتاب، ذهن خلاق نیکی را برآیند زندگی در خانوادهای اهل مطالعه و بهویژه تأثیر پدربزرگ فرهیختهاش دانسته است؛ چنانکه نیکی نیز در ابتدای کتاب، اثرش را به خانوادهاش تقدیم میکند که کتاب خواندن را بیشتر از ورق زدن میدانند. همچنین کتاب را بیش از همه به پدربزرگش تقدیم کرده است که نگاه ژرف و عمیقش منبع الهامبخشی برای دستبهقلم شدن نیکی بوده است.
کاشیما ۲۷ بهمن ۹۷
کاشیما
کاشیهای زندگی ما
داود علیزاده
در میان شاعران فارسی، خیام شاعر دم است. شاعر حال است. در اشعارش مدام از غنیمت شمردن دم میگوید. اینکه «زان پیش که کوزهها کنند از گل ما» عمر را دریابید؛ اما خیام هم با همه تأکید بر لحظه حال و انواع غنیمت شمردن آن، چیزی را فراموش کرده بود که تأکید کند. از همدمی یار گفته است، از نوش، از دل پر سودا و سر پرشور و… که هرکدامش اگر مغفول بماند آهی بعدها روی لب میآورد؛ اما…
«نقطه سرخط»: «خانواده پاسکوآل دوآرته» تنها رمان ترجمه شده از «سلا»
«کامیلو خوسه سلا» (۱۹۱۶-۲۰۰۲) از جمله نویسندگان تاثیرگذار پس از جنگهای داخلی اسپانیا است. کارنامه این نویسنده اسپانیایی به طرز شگفتانگیزی متعدد و پربار است. چهارده رمان، سی و شش مجموعه داستان کوتاه، داستان بلند و جستار، ده مجموعه اشعار، سیزده سفرنامه، دو مجموعه خاطرات، چندین نمایشنامه و تعداد بسیاری نقد و مقالات … است. او دستی بر سیاست نیز داشت؛ اما عمده شهرت سلا جدا از جنجال آفرینیهای سیاسیاش، مرهون رمانهای اوست.
سیگار هما بیضی
همیشه نسبت به سیگار هما حس نوستالژیکی داشتم. هم این مدل بیضی و هم مدل فیلتر دارش. زمانی که بچه بودم. همسایهای داشتیم از جنگزدگان خرمشهر. پیرمرد و پیرزنی داشتند که سیگار هما بیضی میکشیدند. ما که بچه بودیم گاهی مأمور خرید میشدیم. آدامس و شکلاتی و… هم اشانتیون نصیبمان میشد. بعد منتظر بودیم تمام شود و قوطیاش را بگیریم که مادرم برایمان ساعت کاغذی درست کند. دوتا عقربک را با سنجاق روی همین قوطی سوار میکرد. با خودکار هم شماره میکشید و… تو دست ما میشد ساعتی که هی عقربکش را بچرخانیم و خیال کنیم زمان را میچرخانیم.
هما بافیلتر و بیفیلتر را سالهاست ندیدم. شاید دیگر تولید نشود؛ که اگر بشود، نه آن عطر را دارد، نه آن حس و حال را… دهه سیاه شصت گاهی همین خاطرهها و نوستالژیها را فقط دارد که مثل ستارهای در ظلمتش چشمک بزند.
کوچههای خاکی نویسندگی، روایت پل استر از نان نوشتن
نویسندگی کار سادهای نیست؛ اما سختتر از نویسندگی، درآوردن نان نوشتن است. اینکه مداوم بتوانی برای نوشتن وقت بگذاری و اثری تولید کنی، اثرت را بتوانی عرضه کنی و در ازای آن کسب درآمدی داشته باشی که گذران روزت باشد. در ایران نویسنده تماموقت، نویسنده حرفهای به معنای واقعی معمایی است که گرهاش را هرکسی نمیتواند باز کند. باید قلم را در کوچههای خاکی محدودیت و معذوریت پا برهنه بدوانی و بعد دل بسپاری که همای اقبال بر شانه اثرت بنشیند یا ننشیند؟ آنهم خودش هزار اما و اگر دارد. هزار معمای حلشده و ناشده دارد که در جان کلام نهفته است.
کاشیما ۱۳ بهمن ۹۷
قهرمانهای رمانهای کلاسیک را نباید دستکم گرفت. آنها نسخه شخصیتهای درونی انسان هستند. آنها بهخوبی نشان میدهند که درون هرشخص دونکیشوتی متوهم، آبلوموفی تنبل، هولدنی سرکش، راسکولنیکفی روانکاو، ژانوالژانی تواب و… وجود دارد؛ اما یکی از شخصیتها حال دیگری دارد. غیراز اینکه شخصیتاش شبیه به نسخه درونی انسانها باشد؛ موقعیتاش شبیه به موقعیت همه انسانهاست.
همه آدمها شبیه رابینسون کروزوئه در جزیزهای اسیر شدهاند. حتی اگر خودشان از اسارتشان خبر نداشتهباشند. اصلی وجود دارد. شما دیر یا زود به موقعیتی که در آن گرفتار شدهاید، عادت میکنید و اصلی دیگر در ادامهاش وجود دارد. عادتها به سادگی تغییر نمیکنند! جزیزه هر کسی میتواند: چرخه روزمرگی باشد، رابطهای باشد که دیگر برایش جذاب نیست. شغلی که دوستش ندارد. مکانی که نمیخواهد آنجا باشد، حال افسردهای که در آن غرق است و…
پیچیدگیهای یک واژه ساده «نه»
در فرهنگ رفتاری واژه «نه» بسیار مهم است که اهمیتش را در دو موقعیت نه گفتن و نه شنیدن نشان میدهد. انسانهای کمی هستند که بدانند چطور نه بگویند. کجا نه بگویند. وقتی نه گفتند در ذهنشان چطور کنار بیایند. وقتی نه شنیدند چه کنند و بعد از شنیدن نه با خودشان چطور کنار بیایند. واژه دو حرفی نه هزار حرف نگفته و نهفته دارد. کلامی که به مهارتی چندگانه متصل است.
کاشیما
حال شما خوب است؟ از جواب نمیدانم و معمولیام که بگذریم؛ اگر حال فردی خوب نباشد دو حالت دارد. یا فرد دارد دردی میکشد یا رنجی را تحمل میکند. موراکامی در کتاب وقتی از دو… میگوید: «درد اجباری است، رنج کشیدن اختیاری است.»
درد یک امر اجتنابناپذیر است و دلایل مختلفی میتواند باعث آن شود. چه درد جسمی و چه آلام روحی… اما اینکه فرد خودش را همچنان در وضعیت درد نگه دارد و رنج بکشد، امری اختیاری است. مثالی که موراکامی برای این قاعده آورده است. دویدن است. وقتی کسی میدود درد خستگی به تنش تحمیل میشود و بهطور اجباری درد میکشد؛ اما اینکه او همچنان ادامه بدهد و رنج ببرد اختیاری است.
نکته در تشخیص موقعیت درد و رنج است بهعبارتدیگر در چنین وضعیتهایی فرد در دو حالت کلی قرار میگیرد. یا تشخیص میدهد که در موقعیت درد یا رنج قرارگرفته است و یا خیر. چراکه
