ویراستاری شبیه دروازهبانی فوتبال است، اشتباهات دروازهبان به یاد میماند و معمولا نتیجه بر اساس اشتباهات او رقم میخورد. ویرایش هم مشابه همین امر است، کافی است از کتابی چند غلط تایپی یا نگارشی زیردست ویراستار در برود، آنوقت تمام کارش زیر سوال خواهد رفت. علتش واضح است؛ چون مخاطب متن اولیه و کیفیت اولیه را ندیده است تا تلاش ویراستار را دریابد؛ اما متن حاضر طبق قاعده ویرایش شده، باید بدون غلط باشد و این انتظاری است که از متن ویرایش شده میرود. اگرچه در دهه اخیر کارگاههای آموزش ویراستاری تا حدودی باب و کتابهای مختلفی درباره این موضوع منتشر شده است؛ اما همچنان مقوله ویرایش و نقش ویراستار در تهیه نسخه نهایی متن مبهم است. مرزی که سلیقه، دانش، وقت و هزینه میتواند آن را به سادگی جابهجا کند.
برچسب: نقطه سرخط
«و عشق، مرگی است کوچک»
نشر روزنه بهتازگی ترجمه جدیدی از کتاب «مرگی کوچک» با عنوان اصلی «موت صغیر» را از «محمدحسن علوان» با ترجمه سیدحمیدرضا مهاجرانی منتشر کرده است. نام کتاب برگرفته از سخن «محییالدین عربی» است: «الحبُّ موتٌ صغیرٌ» این کتاب در افتتاحیه نمایشگاه بینالمللی کتاب «ابوظبی» (۲۰۱۷) بهعنوان برنده دهمین دوره جایزه بوکر عربی (۲۰۱۶) معرفی شد. «مرگی کوچک» از میان ۱۸۶ رمان پیشنهادشده از ۱۶ کشور به این عنوان دست یافت.
پازل زندگی، نسخه ایرانی اسلامی موفقیت فردی
دهه اخیر بازار کتاب شاهد رشد بیرویه کتابهایی تحت عنوان موفقیت و خودیاری بوده است. کتابهایی که در بسیاری از مواقع فاقد نگاه علمی و کاربردی به زندگی است و هدف نهایی آنها جیب مخاطب است. ازآنجاکه در ایران چاپ کتابهای ترجمه به پرداخت حق مؤلف و رعایت کپیرایت نیازی ندارد، تمایل ناشران برای انتشار چنین کتابهایی بیشتر است. تا جایی که برخی ناشران از طریق چاپ کتابهای کپیترجمه از این فضای مغشوش نهایت استفاده را میبرند. در اینجا بحث بازار نشر نیست. بلکه منظور آفتی است که از این بستر به جان مخاطب زده میشود. آنچه این وسط مهجور و مغفول میماند، خودیاری و موفقیت مخاطب است.
زیر سایه سنگین شاهنامه
در ذهنیت ایرانی شاهنامه چنان بر قله ادب حماسی نشسته است که تصور رقیبی برای آن از پس اذهان ستبراندیش برنمیآید. از این رو، دیگر آثار حماسی در زیر سایه سنگین شاهنامه مهجور ماندهاند. پژوهشها در زمینه ادب حماسی معطوف به شاهنامه است. چنانکه به گواه سجاد آیدنلو بیش از شش هزار اثر پژوهشی در موضوع شاهنامه تدوین شده است. بحث برسر جایگاه و یا کیفیت شاهنامه نیست؛ بلکه منظور توجه به آثار مغفول و مهجور این سبک ادبی است. پنهان ماندن زاویههای دیگر ادبیات حماسی فارسی است که آثاری از برزونامه با شصت و پنج هزار بیت، طولانیترین حماسه ایران (آیدنلو،۱۷:۱۳۸۸) تا دیگر آثاری چون بهمننامه، بانوگشسبنامه، جهانگیرنامه، شهریارنامه، کک کوهزاد، کوشنامه و… از جمله آنهاست.
نمایش ذهن زلال نیکی
«روزی شاید…» مجموعه تراوشهای خلاقانه ذهن نیکی رعنایی است. نویسنده نوجوانی که متولد ۱۳۸۵ مشهد است و اولین کتابش را انتشارات آرسس در سال ۱۳۹۷ منتشر کرده است.
کتاب از سه بخش تشکیلشده است. بخش عمده اثر را شعرها تشکیل دادهاند و در میانه چند دل نوشته و در انتها سه داستان کوتاه پیوست شده است. پیشگفتار کتاب، ذهن خلاق نیکی را برآیند زندگی در خانوادهای اهل مطالعه و بهویژه تأثیر پدربزرگ فرهیختهاش دانسته است؛ چنانکه نیکی نیز در ابتدای کتاب، اثرش را به خانوادهاش تقدیم میکند که کتاب خواندن را بیشتر از ورق زدن میدانند. همچنین کتاب را بیش از همه به پدربزرگش تقدیم کرده است که نگاه ژرف و عمیقش منبع الهامبخشی برای دستبهقلم شدن نیکی بوده است.
«نقطه سرخط»: «خانواده پاسکوآل دوآرته» تنها رمان ترجمه شده از «سلا»
«کامیلو خوسه سلا» (۱۹۱۶-۲۰۰۲) از جمله نویسندگان تاثیرگذار پس از جنگهای داخلی اسپانیا است. کارنامه این نویسنده اسپانیایی به طرز شگفتانگیزی متعدد و پربار است. چهارده رمان، سی و شش مجموعه داستان کوتاه، داستان بلند و جستار، ده مجموعه اشعار، سیزده سفرنامه، دو مجموعه خاطرات، چندین نمایشنامه و تعداد بسیاری نقد و مقالات … است. او دستی بر سیاست نیز داشت؛ اما عمده شهرت سلا جدا از جنجال آفرینیهای سیاسیاش، مرهون رمانهای اوست.
نقد مهمترین رمان عربی قرن بیستم
در «نقطه سرخط» این هفته، نقد شاهکاری که در ایران استقبال نشد.
مهمترین رمان عربی قرن بیستم
آرمانشهر هر فرد کجاست؟ اگر به آن رسید و آنی نبود که تصور داشت؛ چه میشود؟ اگر اهداف مهم شخصی توهم باشد؛ چه برسر آن فرد میآید؟ در نقطه سرخط این هفته با این سؤالات بهنقد یکی از شاهکارهای ادبیات داستانی عرب پرداخته خواهد شد.
«موسم الهجره الی الشمال» از طیب صالح (۱۹۲۹-۲۰۰۹) نویسنده سودانی که در ایران با عنوان «موسم هجرت به شمال» با ترجمه رضا عامری، نشر چشمه، «فصل مهاجرت به شمال» با ترجمه مهدی غبرایی، نشر پوینده و «موسم هجرت به شمال» با ترجمه عطاالله مهاجرانی، نشر امید ایرانیان در سالهای اخیر منتشرشده است.
باید یک داستان بنویسم، سمیه سمساریلر
«باید یک داستان بنویسم.» نام مجموعه داستانی از سمیه سمساریلر است که در سال جاری از سوی نشر نهفت منتشر شده است. سمساریلر پیش از این مجموعه داستان «زخمهایم کهنه نمیشوند.» را نیز منتشر کرده بود. «زخمهایم …» تلفیقی از دغدغههای شخصی و دردمندی اجتماعی بود. روایت زخمهای ناسوری بر تن اجتماع که جان انسان حساس را میآزارد تا ذهن در کنشی خلاقانه قصهای بسراید. او در مجموعه جدیدش نیز همین سویه را ادامه داده است؛ اما با جهشی چشمگیر در عناصر داستانی و محتوا… سمساریلر در «باید یک داستان بنویسم.» طی دوازده داستان کوتاه این بار از بیان کلی مسالهها عبور کرده است و با ظرافتی ملموس مخاطب را در لمس جزئیات رخدادهایی قرار میدهد که تجربهاش دور از ذهن نیست.
