war

اسیر جنگی، منی فاضل

همیشه روایت جنگ دهه شصت را از زبان طرف ایرانی شنیده‌ایم. روایت اسارت را در فیلم‌های ایرانی دیده‌ایم اما داستان «اسیر جنگی» از منی فاضل این بار از آن سو، از زبان طرف دیگر جنگ سخن می‌گوید. طرفی که تا همین چند دهه پیش کشور دشمن بود و حالا سرزمین دوست و برادر… با این حال هرگز نشده‌است حوادث مشترک را از زاویه دید طرف مقابل ببینیم.

alone

کنعان

بارها و بارها به این دیالوگ ماندگار فیلم کنعان فکر کرده‌ام. همذات‌پنداری کرده‌ام و دلم خواسته زل بزنم تو چشم دیگران و بگویم یا حتی بیشتر، فریادش بزنم. البته خیلی وقت‌ها هم گفته‌ام و دریافته‌ام که مخاطبم، آن را درک نکرده است. آن وقت با نگاه عاقل اندر سفیه، شاید در دل افسوس خورده است…

try
| |

اثر مرکب برتری خفیف

فاصله هیچ چیز تا ناچیز، همه چیز است. به عبارت دیگر صفر تا ابد صفر خواهد بود؛ اما کافی‌ست همین صفر  حتی با اعشار یک عدد دیگر به آن اضافه شود. آن وقت تا ابدیت می‌تواند ادامه داشته باشد و مدام به آن اضافه شود. این همان نکته‌ای است که کتاب اثر مرکب و برتری…

|

این آدم‌ها،شماره ۲ محمد تقی شهرام

محمدتقی شهرام یکی از عجیب‌ترین شخصیت‌های تاریخ معاصر ایران است. زمانی تیتر روزنامه‌ها بود و تئوری‌هایش موضوع بحث محافل و حالا فراموش‌شده‌ای در کنج زاویه مجهول تاریخ…  از چهره‌های شاخص سازمان مجاهدین خلق ایران و یکی از رهبران شاخه مارکسیسم-لنینیسم سازمان پس از انشعاب در سال ۱۳۵۴ بود. البته این شاخه کمی پیش از پیروزی انقلاب به سازمان پیکار در…

sleep
|

چرخه خواب یک شهریوری خاص

درباره خواب می‌توان ساعت‌ها بحث کرد. منابع بسیاری نقل کرد و … به‌طور تقریبی هر انسان، یک‌سوم عمر خودش را در خواب سپری می‌کند. یک سومی که روی آن دو سوم  دیگر تأثیر به سزایی دارد. خواب کافی، آرام‌بخش، به‌موقع و… می‌تواند تا حدود زیادی در موفقیت کاری که بعد از بیداری انجام می‌دهید اثر…

|

این آدم‌ها، شماره۱: فیروز!

اگر ذهن آدمی را حلاجی کنند در آن شخصیت‌های بسیاری پدیدار می‌شود. شخصیت آدم‌هایی که در گذشته با آن‌ها روبرو شده‌ایم. افرادی که اکنون با آن‌ها در ارتباط هستیم و کسانی که در دوست داریم در آینده با آن‌ها ملاقات کنیم. آدم‌های زنده و مرده و گاه خیالی… در این دسته من قصد دارم؛ روایت…

باور
| |

واقعاً مؤذنی مرده است!

همان اول کار بگویم که قرار نیست در این پست خبر فوت کسی را بدهم. احتمالاً در ذهن شما یک سؤال شکل‌گرفته است. اینکه مؤذنی که بود و اینکه او مرده است چه ارتباطی به این مطلب دارد. سال دوم راهنمایی، منزل ما جابه‌جا شد. به طبع آن مدرسه‌ام نیز تغییر کرد. در مدرسه جدید…

تقدیر
|

عجب عطر خوبی زده لعنتی!

در صبح ابری یک روز پاییزی که تنه به بهار می‌زند. پنجره اتاقم را بازکرده‌ام. هوای خنکی به اتاق، ریز ریز سرک می‌کشد. دارم کتاب تقدیر مونا برزویی را می‌خوانم. دلم‌ می‌خواهد چند خطی از آن بنویسم. ترانه‌هایش حالم را به دورانی می‌برد که آن‌ها را  با صدای شادمهر، ابی، مهدی یراحی، احسان خواجه امیری، مهسا…

run
|

از دو که حرف می‌زنم، از چه حرف می‌زنم! هاروکی موراکامی

اولین بار به‌صورت تصادفی این کتاب را خواندم. ازاین‌جهت تصادفی چون موراکامی نویسنده موردعلاقه‌ام نبود و مشتاق خواندن کتاب نبودم؛ اما دوره خواندن این کتاب، مصادف شد با دوره‌ای که به‌شدت به پیاده‌روی‌های شبانه عادت داشتم. عادتی که سعی می‌کردم با آن به رکوردهایی برسم که از مدتی قبل برای خودم در نظر گرفته بودم….

دوتوک
|

دوتوک

هنوز هوا تاریک بود که رسیده بودم بیرجند.از اتوبوس پیاده شدم حس کردم ناگهان مچاله شدم. اولین راننده‌ای که سراغم آمد و پرسید:« می‌خوای شهر بری؟»  بی معطلی پرسیدم :«ماشین‌ات کجاست؟» و سوار پژو ۴۰۵‌اش شدم.هور هور بخاری‌اش افاقه‌ نمی‌کرد. چند مسافر دیگر همراه‌مان شدند. از همان اتوبوسی بودند که پیاده شده بودم. حرکت کردیم…