عطر جزء جداییناپذیر شعر کلاسیک فارسی است.گویی هرچقدر شعر عاشقانهتر باشد، رایحههای بیشتری از بین واژگان در ذهن تداعی میشود. از عطر گیسوی یار تا بوی پیرهن یوسف، از بوی مرموز کافور تا عطر یاس و نرگس… از گلاب و عنبر تا مشک نافه آهوان ختن؛ اما چرا شاعران اینقدر از روایح در شعرشان سود جستهاند؟
نویسنده: داودعلیزاده
پیچ و خمهای انتقال فرهنگ بومی به کودکان
یکی از دغدغههای اصلی خانوادهها راههای انتقال مفاهیم به کودکان است. همانقدر که مفاهیم انتقالی به کودکان مهم است، کانال ارتباطی نیز اهمیت بسزایی دارد. در گذشته انتقال مفاهیم از طریق ارتباطات خانوادگی و آموزشی همچون مکتبخانه، مساجد و مدارس و همچنین متون مکتوب صورت میگرفت که با پیوستن جوامع به جهان مدرن این کانالهای انتقالی تنوع بیشتری یافتند.
در ابتدا رسانههایی چون روزنامه، سینما، رادیو و تلویزیون به این جمع اضافه شدند که به طریق بستهبندیشده و کنترلی مفاهیم به خصوصی را در اختیار کاربران قرار میداد؛ اما در دهههای اخیر این کانالها از مرز قاب محدود تلویزیون و پرده سینما فراتر رفته است و اینک با اتصال به جهان شگفتانگیز مجازی (اینترنت) وسعت بیکرانی را در مقابل افراد گشوده است. چشماندازی که از آن فرد میتواند دانش، فرهنگ، باور و اعتقادات خود را دستخوش تغییر قرار دهد. این تغییر در دو بعد ارتقا و تنزل میتواند صورت گیرد.
کاشیما (۷)
روزگاری شاملو در سخنرانی که در دانشگاه برکلی داشت، انگشت روی نقطه لغزنده و حساسی از درک گذشته گذاشت. او با اشاره به قدرت دربار و اینکه حجاران مستخدمان دربار بودند، تردیدی اساسی بر صداقت متون و کتیبههای باستانی وارد کرد. به واقع سنگتراش درباری چگونه میتوانست غیر از نظری که به اون حکم شده است بر کتیبهها درج کند؟ شاهنشاه حکم کرده باشد من عادلم و من فرمانروا… آیا کسی بود که شهامت داشته باشد غیر از این را در دل سخت صخره حک کند؟ تاریخنگاری نوین دیگر به چنین مدارکی برای درک گذشته وقعی نمینهد. این آثار تنها جنبه هنری دارند و دلالت بر حضور و وجود… نه جنبه تاریخ شناسی.
چهارده فیلم سینمایی با عطر نوروز
در آخرین «نقطه سر خط» سال ۹۷ مرور میشود؛
چهارده فیلم سینمایی با عطر نوروز
در این گزارش مروری داشتهایم بر چهارده فیلم که به هر دلیل از مولفههای آخرسال، تحویل سال و سفره هفتسین و ایام نوروز و سیزدهبدر بهره نوستالژیک و یا دراماتیک گرفتهاند. نکته قابل توجه مشاهده نام اکثر کارگردانهای مطرح در این لیست است. کارگردانانی چون علی حاتمی، داریوش مهرجویی، جعفر پناهی، رضا میرکریمی، کیومرث پوراحمد، ابوالفضل جلیلی، ایرج قادری، ابراهیم حاتمیکیا، بهروز افخمی، اصغرفرهادی و…
وقتی ویروس کارگاههای نویسندگی شایع میشود!
بامداد جنوب ـ داود علیزاده:
در کتاب «اینسو و آنسوی متن» عباس معروفی، نقلقولی از ابراهیم گلستان آمده است: «نگاه کن. ببین. بخوان؛ اما هرچه را که میخوانی قبول نکن یکهو. بسنج. یادگرفتن نه یعنی از برکردن، نه یعنی قبول کردن. گاهی یادگرفتن یعنی قبول نکردن» (معروفی،۷:۲۰۱۰)
هرکسی در ذهن، رویا و قصهای دارد که شوق اشتراکگذاری وسوسهاش میکند تا دستبهقلم شود. به نظر میرسد مثل تمام فنون دیگر این فن نیز باید در ساختار آموزشی آموخت؛ شاید از این نظر کلاسهای داستاننویسی و… پاسخی به این نیاز باشد؛ هرچند در سالهای اخیر این نوع کلاسها به طرز بیسابقهای توسط هرکسی! دایر شده است. به عبارت دیگر ویروس کارگاههای نویسندگی شیوع یافته است. در همین زمینه گفتگویی داشتم با نویسندگانی که تجربه شرکت در کارگاههای مختلف را داشتند که در ادامه خواندن آن خالی از لطف نیست.
پازل زندگی، نسخه ایرانی اسلامی موفقیت فردی
دهه اخیر بازار کتاب شاهد رشد بیرویه کتابهایی تحت عنوان موفقیت و خودیاری بوده است. کتابهایی که در بسیاری از مواقع فاقد نگاه علمی و کاربردی به زندگی است و هدف نهایی آنها جیب مخاطب است. ازآنجاکه در ایران چاپ کتابهای ترجمه به پرداخت حق مؤلف و رعایت کپیرایت نیازی ندارد، تمایل ناشران برای انتشار چنین کتابهایی بیشتر است. تا جایی که برخی ناشران از طریق چاپ کتابهای کپیترجمه از این فضای مغشوش نهایت استفاده را میبرند. در اینجا بحث بازار نشر نیست. بلکه منظور آفتی است که از این بستر به جان مخاطب زده میشود. آنچه این وسط مهجور و مغفول میماند، خودیاری و موفقیت مخاطب است.
گفتوگو با فروغ آذر نویسنده کتاب« هیچکس نمیآید»
در سال جاری «فروغ آذر» مجموعه داستان کوتاه «هیچکس نمیآید» را به همت نشر «ریرا» منتشر کرده است. اکثر داستانهای آذر بر محور دغدغههای زنان است که در لایههای ذهن شلوغ؛ اما تنها و یگانه شخصیتها میگذرد. دیگر وجه بارز داستانهای وی، نوعی نگاه نوستالژیک به پدیدههاست که در گذر زمان دیگر در دسترس نیستند و شخصیتها با تمسک جویی به نشانههایی در دل موسیقی و مکانهای خاطرهانگیز و … تمام تلاش خود را به کار میگیرند تا از پس ذهن حالگریز خود برآیند. مجموعه داستان «هیچکس نمیآید» شامل ۲۱ داستان کوتاه است و نام کتاب نیز برگرفته از نام داستان نهایی این مجموعه است. گفتوگویی را با این بانوی نویسنده صورت دادیم که شما را به خواندن آن در ادامه دعوت میکنیم.
گفتگو با محمدرضا یار ترانهسرای آلبوم« از تنهایی گریه مکن»سالار عقیلی
محمدرضا یار از ترانهسرایان جوان و موفق چند سال اخیر است. بیتردید از ترانههای یار شنیدهایم؛ هرچند شاید نام خالق آن را ندانسته باشیم. آلبوم «از تنهاییگریه مکن» با صدای سالار عقیلی و آهنگسازی ابوالفضل صادقینژاد، شاخصترین اثر اوست که تمام ترانههایش را سروده است و از آن بهعنوان آلبومی جریانساز در زمینه موسیقی یاد میکند. این آلبوم در فهرست نهایی «جشنواره موسیقی فجر» سال ۱۳۹۵ قرار داشت و همچنین آلبوم برگزیده چهارمین جشن سالانه «موسیقی ما» نیز بوده است. از قطعه «از تنهایی گریه مکن» در محافل دیگر نیز تقدیر صورت گرفته است. از دیگر ترانههای پرمخاطب یار میتوان از تیتراژ سریال «دیواربهدیوار» نیز نام برد. وی در کنار ترانهسرایی، به نگارش نمایشنامه، داستان و پژوهش در حوزه ادبیات به خصوص شعر و ترانه نیز پرداخته است و آثار متعددی منتشر و در دست انتشار دارد.
نمایشنامه «رقص هانتینگتون» محمدرضا یار برگزیده بخش نمایشنامهنویسی «جشنواره بینالمللی تئاتر فجر» در سال ۱۳۹۵ نیز شده است. در ادامه گفتگویی با او داشتهایم که خواندن آن خالی از لطف نیست. در این گفتگو خانم «رز محقق» از ترانهسرایان جوان و خوش آتیه نیز صمیمانه ما را یاری کردند که جا دارد از لطف و محبتی که داشتند کمال تشکر را داشته باشم.
کاشیما (۶)
هرچقدر در دنیای علم کلمه «چرا» راهگشا شده است؛ به همان اندازه در دنیای روابط انسانی، این کلمه باعث بنبست کشیده شدن رابطهها شده است. روابط انسانی شبیه آب روانی است که باید مدام در جریان باشد. چرا باعث میشود رابطه راکد شود. از جریان دور شود. طرف مقابل با شنیدن کلمه چرا، مورد بازخواستی قرار میگیرد که برای تبرئه خود ناچار است توقف کند. سرش را به عقب برگرداند. به گذشته نگاه کند؛ اگر جوابی یافت بگوید و اگرنه در مقابلهبهمثل، در رفتار طرف مقابلش «چرایی» را بیابد و در جواب بگذارد. این سلسله گاهی آنقدر متوالی و طولانی میشود که جز تباهی رابطه نتیجه دیگری ندارد.
«نقطه سرخط»: از حاشیه تا متن «رهـ ش» آخرین رمان امیرخانی
در نقطه سرخط این هفته سعی کردهایم به آخرین رمان امیرخانی نگاهی داشته باشیم و سمتوسوی نگاه او در این رمان را بررسی کنیم. باید در ابتدا اشاره کرد که خواندن رمان «ر هـ ش» یکوقت کافی، حوصله وافر و عصبانیت از منطقه یک تهران میطلبد. از این بابت میتوان انتظار داشت اگر بسیاری با این رمان ارتباط برقرار نکنند؛ چراکه دغدغههای اصلی این رمان جهانشمول نیست و برای کسانی که در مناطق متراکم پایتخت تجربه زیستن ندارند. لمس و همذاتپنداری دشوار است.
