نوروز
| |

چهارده فیلم‌ سینمایی با عطر نوروز

در آخرین «نقطه سر خط» سال ۹۷ مرور می‌شود؛
چهارده فیلم‌ سینمایی با عطر نوروز

در این گزارش مروری داشته‌ایم بر چهارده فیلم‌ که به هر دلیل از مولفه‌های آخرسال، تحویل سال و سفره هفت‌سین و ایام نوروز و سیزده‌بدر بهره نوستالژیک و یا دراماتیک گرفته‌اند. نکته قابل توجه مشاهده نام اکثر کارگردان‌های مطرح در این لیست است. کارگردانانی چون علی حاتمی، داریوش مهرجویی، جعفر پناهی، رضا میرکریمی، کیومرث پوراحمد، ابوالفضل جلیلی، ایرج قادری، ابراهیم حاتمی‌کیا، بهروز افخمی، اصغرفرهادی و…

قرص
|

بیمار، فاعل یا مفعول

در جهان پیش از مدرن، کسی که بیمار می‌شد با او در موضع فاعلیت برخورد می‌شد. به این معنا که او کاری کرده بود که بیمار شده است. طبیب از او درباره تغذیه، فعالیت و … سؤال می‌کرد. هنوز هم در باور سنت‌گرای خانواده‌ها، بیمار یک فاعل است. وقتی فرد سرما بخورد، به او گفته می‌شود لباس مناسب نپوشیدی یا مرتکب کاری شده است که سرماخورده است. حتی به عبارت‌هایی که برای نام بیماری‌ها انتخاب‌شده دقت کنیم. همین مسأله به چشم می‌آید. سرماخورده است. بیمار در حالت فاعل سرماخورده است؛ اما در دنیای مدرن بیمار از موضع فاعل به مفعول تغییر جایگاه داده است. به این معنا که فرد وقتی بیمار می‌شود دلیلی خارج از فعلیت او باعث شده دچار بیماری شود. ویروس، باکتری و یا حتی ژنتیک و وراثت… پیامد این تغییر زاویه دید در دو سطح خودش را نشان می‌دهد.

| |

«نقطه سرخط»: «خانواده پاسکوآل دوآرته» تنها رمان ترجمه شده از «سلا»

«کامیلو خوسه سلا» (۱۹۱۶-۲۰۰۲) از جمله نویسندگان تاثیرگذار پس از جنگ‌های داخلی اسپانیا است. کارنامه این نویسنده اسپانیایی به طرز شگفت‌انگیزی متعدد و پربار است. چهارده رمان، سی و شش مجموعه داستان کوتاه، داستان بلند و جستار، ده مجموعه اشعار، سیزده سفرنامه، دو مجموعه خاطرات، چندین نمایشنامه و تعداد بسیاری نقد و مقالات … است. او دستی بر سیاست نیز داشت؛ اما عمده شهرت سلا جدا از جنجال آفرینی‌های سیاسی‌اش، مرهون رمان‌های اوست.

سیگار هما بیضی
|

سیگار هما بیضی

همیشه نسبت به سیگار هما حس نوستالژیکی داشتم. هم این مدل بیضی و هم مدل فیلتر دارش. زمانی که بچه بودم. همسایه‌ای داشتیم از جنگ‌زدگان خرمشهر. پیرمرد و پیرزنی داشتند که سیگار هما بیضی می‌کشیدند. ما که بچه بودیم گاهی مأمور خرید می‌شدیم. آدامس و شکلاتی و… هم اشانتیون نصیبمان می‌شد. بعد منتظر بودیم تمام شود و قوطی‌اش را بگیریم که مادرم برایمان ساعت کاغذی درست کند. دوتا عقربک را با سنجاق روی همین قوطی سوار می‌کرد. با خودکار هم شماره می‌کشید و… تو دست ما می‌شد ساعتی که هی عقربکش را بچرخانیم و خیال کنیم زمان را می‌چرخانیم.

 هما بافیلتر و بی‌فیلتر را سال‌هاست ندیدم. شاید دیگر تولید نشود؛ که اگر بشود، نه آن عطر را دارد، نه آن حس و حال را… دهه سیاه شصت گاهی همین خاطره‌ها و نوستالژی‌ها را فقط دارد که مثل ستاره‌ای در ظلمتش چشمک بزند.

catcher in the ray
| | |

ناطوردشت، هولدن و نسل حاضر

فیلم یاغی دشت درباره زندگی سالینجر پیرامون نگارش کتاب ناطوردشت است. مدتی قبل صدمین سال تولد سالینجر بود. زمانی که ناطوردشت را خواندم مثل خیلی‌ها شیفته سالینجر شدم. هولدن را دوست داشتم. بعد متوجه شدم که ناطوردشت و شخصیت هولدن بین هم نسلانم به‌شدت محبوب است؛ اما چرا؟ چرا ضدقهرمانی باید شخصیت محبوب نسلی شود؟ هولدن شخصیتی است که در عمرش موفقیتی کسب نکرده است، بااین‌حال همچنان به جهان نگاه عاقل اندر سفیه دارد. با همه بی‌دست و پایی‌اش همچنان گستاخ است و بی‌پروا دلش می‌خواهد به همه‌چیز دست‌درازی کند. می‌داند از درون حقیر است. از بیرون هم حقیر دیده می‌شود؛ اما ظرافت ماجرا در همین است، کسی که خودش می‌داند حقیر است و از بیرون هم حقیر دیده می‌شود چرا باید گستاخانه به همه جهان نگاه عاقل اندر سفیه داشته باشد؟ مثل کسی که می‌داند شنا بلد نیست. می‌داند آب عمیق است؛ اما با این احوال سعی می‌کند با غرور روی آب راه برود. تاوان چنین تفکری، چیزی جز غرق شدن نیست.

صفریان
|

برای همیشه استاد

دکتر محمود صفریان یکی از شریف‌ترین انسان‌هایی بود که در همه عمرم شناختم. نویسنده‌ای که تمام تلاشش را کرد تا بنویسد. خوانده شود که نوشت و نوشت؛ اما آن طور که سزاوارش بود ، آن حد که شایستگی‌اش را داشت خوانده نشد، دیده نشد، به چشم نیامد؛ چراکه در عصر بردگان تبلیغ زندگی می‌کنیم. چراکه دوست نداشت نوشته‌هایش سلاخی شود و شرافت قلم برابش اهمیت داشت.

hot
|

پاپاراتزی

تولستوی در شروع رمان آناکارنینا می‌گوید: «تمام خانواده‌های خوشبخت شبیه یکدیگرند؛ اما هر خانواده بدبختی به شکل خاص خود بدبخت است.» به ظاهر درست است؛ اما امروزه مشخص‌شده، خوشبختی حسی درونی است که فرد به دلایل متعدد آن را می‌تواند داشته باشد. هر فرد به‌واقع تنها می‌تواند حس خوشبختی واقعی خودش را درک کند. درک خوشبختی دیگران یعنی درک حس درونی افراد دیگر… اما این مسأله چطور ممکن است؟ چطور می‌توان دریافت که کسی درونش حس خوشبختی دارد؟ در حقیقت دریافت راستین این حس محال است. پس افراد برای جواب به این  سؤال و حس کنجکاوی که دیگری خوشبخت است یا خیر؟ به جوابی پناه می‌برند که ذهن و تخیل به سؤالی این‌چنین در قبال خودشان ایجادکرده است. اینکه چه چیزی خودم را خوشبخت می‌کند؟ ثروت، سلامتی، شهرت و… اما این ویژگی‌ و مؤلفه‌ها از کجا می‌آیند؟

نه
|

پیچیدگی‌های یک واژه ساده «نه»

در فرهنگ رفتاری واژه «نه» بسیار مهم است که اهمیتش را در دو موقعیت نه گفتن و نه شنیدن نشان می‌دهد. انسان‌های کمی هستند که بدانند چطور نه بگویند. کجا نه بگویند. وقتی نه گفتند در ذهنشان چطور کنار بیایند. وقتی نه شنیدند چه کنند و بعد از شنیدن نه با خودشان چطور کنار بیایند. واژه دو حرفی نه هزار حرف نگفته و نهفته دارد. کلامی که به مهارتی چندگانه متصل است.

|

کاشی‌ما

حال شما خوب است؟ از جواب نمی‌دانم و معمولی‌ام که بگذریم؛ اگر حال فردی خوب نباشد دو حالت دارد. یا فرد دارد دردی می‌کشد یا رنجی را تحمل می‌کند. موراکامی در کتاب وقتی از دو… می‌گوید: «درد اجباری است، رنج کشیدن اختیاری است.»

درد یک امر اجتناب‌ناپذیر است و دلایل مختلفی می‌تواند باعث آن شود. چه درد جسمی و چه آلام روحی… اما اینکه فرد خودش را همچنان در وضعیت درد نگه دارد و رنج بکشد، امری اختیاری است. مثالی که موراکامی برای این قاعده آورده است. دویدن است. وقتی کسی می‌دود درد خستگی به تنش تحمیل می‌شود و به‌طور اجباری درد می‌کشد؛ اما اینکه او همچنان ادامه بدهد و رنج ببرد اختیاری است.

نکته در تشخیص موقعیت درد و رنج است به‌عبارت‌دیگر در چنین وضعیت‌هایی فرد در دو حالت کلی قرار می‌گیرد. یا تشخیص می‌دهد که در موقعیت درد یا رنج قرارگرفته است و یا خیر. چراکه

hand
| |

اندر حکایت عاشقی

زندگی شاید با پا پیش کشیدن همه آن چیزهایی است که با دست پس‌زده‌ایم. شاید… مگر نه این است که کودکان در آرزوی بزرگ شدن‌اند؛ اما وقتی بزرگ شدند همه حسرت‌شان تجربه دوباره کودکی است. آن‌ها دوباره معصومیت کودکی را تمنا می‌کنند، سادگی کودکانه را… شادی بی‌شیله را… خواستنی بودن را… پرستیده‌شدن را… و این آخری‌ها یعنی خواستنی بودن و پرستیده‌شدن، آن‌ها را در دام عشق می‌اندازد. آن‌ها