من و فوبیای تلفن
شما بگو قرتی بازی، شما بگو ادا و اصول و اطوار… ولی واقعاً یکی از مشکلات زندگی من همین جواب دادن به تلفن بوده و هست. اگر خانه باشم و تلفن زنگ بزند به هیچ وجه جواب نمیدهم؛ حتی اگر چند قدمی که چه عرض کنم چند سانتیمتری تلفن باشم. موبایلم هم همیشه سایلنت است و اگر جواب بدهم تصادفی است. باید سر حوصله میسکالها را نگاه کنم و بعد اگر حسش بود و خواستم به طرف زنگ بزنم؛ اما در تناقض با همین حس، وقتی تماس گرفتم دیگر صحبتم طولانی میشود.
وقتی موبایلم کلن خاموش باشد حس آرامش عجیبی دارم. هر از گاهی هم این کار را میکنم و موبایلم را خاموش میکنم. اصلاً مرا چه به عصر ارتباطات و اطلاعات… من باید همان دوره پارینهسنگی در کنج غاری مینشستم و روی دیوار نقاشیام را میکشیدم.

🙂
لطفا اگه وقتش رو داری بخشی از ساییت رو بزار برای معرفی کتاب و نقدش . ممنان
یه سری یادداشت و نقد دارم اما تایپ شده نیست. به مرور تایپ کنم میذارم روی سایت.