wave

همیشه باید چیزی برای از دست دادن داشته باشی!

همیشه چیزی به دست بیاور تا چیزی برای از دست دادن داشته باشی. آدم‌هایی که چیزی برای از دست دادن ندارند؛ خطرناک‌ترین نوع بشرند. می‌توانند هر رابطه‌ای را به راحتی تمام کنند. هر معادله‌ای را به هم بزنند. هر فاجعه‌ای را به بار بیاورند. آنها هراسی از شکست ندارند؛ چون تمامیت هولناک شکست را با تمام وجود احساس کرده‌اند، طعم زهرآگین حقارت را چشیده‌اند؛ اما همچنان دون‌کیشوت‌وار با وجه تهی درون خودشان می‌جنگند شاید ورق برایشان برگردد. هر امکانی را می‌توان از آنها انتظار داشت. هرچند به گفته فاکنر در خشم و هیاهو:« زندگی به من آموخت که هیچ چیز از هیچ کس بعید نیست!» 

street

داستان با پسرم روی راه – ابراهیم گلستان

سر ظهر نرسیده به شهر چرخ ما دوباره پنچر شد. پیاده شدیم و چرخ را نگاه کردیم. راه خالی بود و ما دیگر یدکی نداشتیم چون بار اول، یک ساعت پیش، که پنچر شده بودیم یدکی را به کار برده بودیم. و اکنون بیابان خاموش بود و راه خالی لای تپه‌ها می‌لغزید و برمی‌گشت میان…

globes
|

این که زاده‌ی آسیایی رو می‌گن جبر جغرافیایی

از پیامدهای دوران مدرن، وضوح جغرافیا و تاریخ  در ذهن افراد است. در گذشته جغرافیا برای شخص به گستره‌ای تعریف می‌شد که در آن زندگی‌ و یا سفر  می‌کرد. بنابراین پیامدهای جبر جغرافیایی برای ذهنیت فرد چالشی نبود. به واقع افراد درکی از آن به معنای واقعی نداشتند. تقاص جبر جغرافیایی مسأله‌ای بود که به ندرت برای برخی خواص پیش می‌آمد. آن هم کسانی که آگاهی افزونی داشتند.

تاریخ هم به طرز بدوی، در اطلاعات محدودی از اعقاب و اجداد و حاکمیت محلی منوط می‌شد. اما دوران مدرن جغرافیا را به گستردگی کهکشان راه شیری به افراد نشان داد و تاریخ را تا چندین هزار سال به عقب کشاند. حالا فرد می‌تواند متصور شود که اگر در مکانی غیر از این متولد شده بود چه امکان‌های متفاوتی  می‌توانست برایش وجود داشته باشد. حسرت‌واره تولد نوزادی در اروپا یا امریکا… از این نوع است و تلاش برای به دنیا آوردن کودک در خارج از ایران تبعات تقلای گریز از جبر جغرافیایی است.

با وجود رسانه‌های جمعی و اطلاع‌رسانی، گستره علم تاریخ و…  فرد جبر تاریخی را با همه وجودش احساس می‌کند. چراکه از دوران‌های مختلف خبر دارد و دوران‌های مختلف را با هم قیاس می‌کند. به طور مثال حسرت‌گونه‌های زندگی در دوران پهلوی از پیامد آگاهی از جبر تاریخی است. از همین رو  بسیاری از  انسان‌های  معاصر تصور دارد اگر جای دیگری باشد و در زمانه‌ دیگری، زندگی‌‌شان غیر از این خواهد بود. درستی یا غلط بودن این تصور بحث دیگری است.

و از همین زاویه است که بختیار علی در کتاب …

milky
|

آیا جهان هنوز با شتاب پیش می‌رود تا به پایان خود نزدیک شود؟

«جهان با شتاب پیش می‌رود و به پایان خودش نزدیک می‌شود.»جملاتی از سخنان اسقف اعظم وولفستان ۱۰۱۴میلادی در شهر یورک انگلستان!( انتونی گیدنز،جهان لغزنده است:۳۳)  اکنون هزار سال گذشته است.  آیا هنوز جهان با شتاب پیش می‌رود تا به پایان خودش نزدیک شود؟ به ظاهر چنین است. تمام کتب مقدس از پایان جهان صحبت کرده‌اند. باور عموم بر این است که روزی جهان به پایان خواهد رسید؛ اما چرا تصور می‌شود روزی جهان به پایان خواهد رسید؟ به نظر می‌رسد تصور پایان برای جهان یک باور کلیشه‌ای است که بی‌آنکه مورد تردید واقع شود. تنها سوژه موقوفه باورهای آخرالزمانی است. آنگاه که ابدیت را متصور شده‌اند؛ آن هم نه در جهان کنونی بلکه در سرای دیگر . باید در نظر گرفت که گذشته، بیان آینده نیست. حتی اگر بسیاری از پدیده‌ها تکرار شود. حتی اگر بسیاری از وقایع در زیست زمان به سرانجام رسیده باشد باز هم متضمن اقرار آتی نخواهد بود.

| |

ایکئو هایاشی، از نبوغ تا جنون

ایکئو هایاشی  سال ۱۹۴۷ در توکیو متولد شد. او بعد از دوران مدرسه به دانشگاه کیو رفت. یکی از دو دانشگاه برتر خصوصی در توکیو، در رشته پزشکی تحصیل کرد و  به عنوان متخصص قلب و عروق در بیمارستان کیو مشغول به کار شد و تا ریاست  بخش عروق بیمارستان آسایشگاه ملی هم پیش‌رفت. او به گروهی تعلق داشت که در ژاپن آن‌ها را فوق نخبه می‌نامیدند. سرگشتگی انسان معاصر پدیده غریبی است. تا آنجا که حتی هایاشی نابغه را هم در گرداب خودش می‌کشاند. گویی او برای درک معمای هستی در پزشکی راه به جایی نبرده بود. هایاشی علی‌رغم همه مخالفت‌ها، در سال ۱۹۹۰ از شغل خودش استعفا داد.

خودبازنشستگی یک پزشک موفق از محل کارش به نظر رفتار عجیبی است؛ اما هنوز مانده بود تا هایاشی عجیب‌ترین رفتار عمرش را نشان دهد.

دوشنبه ۲۰ مارس ۱۹۹۵می‌توانست برای مردم توکیو یک روز بهاری خوشایند باشد اما ناگهان …

grow

کاشت، داشت، برداشت!

جایی از کتاب برتری خفیف جف اولسون خواندم، انسان‌های گذشته می‌دانستند برای رسیدن به محصول باید سه مرحله کاشت، داشت و برداشت را طی کنند. در دوران مدرن رسیدن به برخی چیزها، آن‌قدر آنی و سریع شده است که انسان‌ها، برای رسیدن به همه چیز می‌خواهند از کاشت به برداشت برسند. آن‌ها مرحله «داشت» را…

VHS

از آبان تا آذر

چه الکی الکی روزها می‌گذره. به همین سادگی شد اول آبان… آبان برای اسم پسر به نظرم اسم قشنگی باشه. آذر هم اگر قدیمی نبود برای اسم دختر اسم قشنگی می‌شد. بگذریم از این حرفا… دیشب داشتم روزنوشته‌‌ام رو می‌نوشتم که کامپیوترم خاموش شد. چند وقتی هست این جوری شده… بعد دوباره که روشن کردم….

123

از کفش ملی تا اورژانس اجتماعی

امروز رفتم نمایندگی کفش ملی برای پیگیری گارانتی کفشی که مرجوع کرده بودم. گارانتی‌اش رد شده بود. مثلاً شش ماه گارانتی زیره داشت که به دو ماه نشده ترک برداشت. بعد از دوماه پیگیری دست از پا درازتر کفش رو پس دادند. مثل سگ پشیمون شدم که از کفش ملی خرید کرده بودم. آقا اعتراف…