از پیامدهای دوران مدرن، وضوح جغرافیا و تاریخ در ذهن افراد است. در گذشته جغرافیا برای شخص به گسترهای تعریف میشد که در آن زندگی و یا سفر میکرد. بنابراین پیامدهای جبر جغرافیایی برای ذهنیت فرد چالشی نبود. به واقع افراد درکی از آن به معنای واقعی نداشتند. تقاص جبر جغرافیایی مسألهای بود که به ندرت برای برخی خواص پیش میآمد. آن هم کسانی که آگاهی افزونی داشتند.
تاریخ هم به طرز بدوی، در اطلاعات محدودی از اعقاب و اجداد و حاکمیت محلی منوط میشد. اما دوران مدرن جغرافیا را به گستردگی کهکشان راه شیری به افراد نشان داد و تاریخ را تا چندین هزار سال به عقب کشاند. حالا فرد میتواند متصور شود که اگر در مکانی غیر از این متولد شده بود چه امکانهای متفاوتی میتوانست برایش وجود داشته باشد. حسرتواره تولد نوزادی در اروپا یا امریکا… از این نوع است و تلاش برای به دنیا آوردن کودک در خارج از ایران تبعات تقلای گریز از جبر جغرافیایی است.
با وجود رسانههای جمعی و اطلاعرسانی، گستره علم تاریخ و… فرد جبر تاریخی را با همه وجودش احساس میکند. چراکه از دورانهای مختلف خبر دارد و دورانهای مختلف را با هم قیاس میکند. به طور مثال حسرتگونههای زندگی در دوران پهلوی از پیامد آگاهی از جبر تاریخی است. از همین رو بسیاری از انسانهای معاصر تصور دارد اگر جای دیگری باشد و در زمانه دیگری، زندگیشان غیر از این خواهد بود. درستی یا غلط بودن این تصور بحث دیگری است.
و از همین زاویه است که بختیار علی در کتاب …