گفتوگو با مترجم کتاب «ایستگاه یازده»
توسطداودعلیزاده
insert-headers-and-footers domain was triggered too early. This is usually an indicator for some code in the plugin or theme running too early. Translations should be loaded at the init action or later. Please see Debugging in WordPress for more information. (This message was added in version 6.7.0.) in /home2/davooir/public_html/wp-includes/functions.php on line 6131
گفتوگوی من با «روجا چمنکار» از شاعران جوان و موفق استان بوشهر . وی که تحصیلات خود را در رشته ادبیات نمایشی، ادبیات شرق و سینما در ایران و فرانسه دنبال کرده است؛ هم اکنون در امریکا اقامت دارد. این شاعر در سال ۲۰۱۷ برای مجموعه شعر دوزبانه «شبیه تاریکخانه شدهام» با ترجمه «فریده روا» برنده جایزه معتبر ادبی «نیکوس گتسوس» شد. چمنکار پیش از این نیز بارها کاندیدا و برگزیده انجمنهای ادبی مختلفی چون: کاندیدای سومین دوره جایزهی شعر امروز ایران (کارنامه)، برگزیده چهارمین دوره جایزه شعر امروز ایران (کارنامه)، برندهی دومین دوره شعر زنان ایران (خورشید) شده است. وی اولین مجموعه شعرش را با نام «رفته بودی برایم کمی جنوب بیاوری» در سال ۱۳۸۰ منتشر کرد. پس از آن در سال ۱۳۸۱ مجموعه شعر دیگری به نام «سنگهای نه ماهه» را به چاپ رساند.
وقتی ما با انبوه آدمهایی مواجه هستیم که خود را شاعر میدانند، ما با چه پدیدهای روبرو هستیم؟ خروجی چنین مشغولیتی چیست؟ اکنون چنین وضعیتی داریم یا همیشه این سرزمین با انبوه شاعران مواجه بوده است؟
در فرهنگ رفتاری واژه «نه» بسیار مهم است که اهمیتش را در دو موقعیت نه گفتن و نه شنیدن نشان میدهد. انسانهای کمی هستند که بدانند چطور نه بگویند. کجا نه بگویند. وقتی نه گفتند در ذهنشان چطور کنار بیایند. وقتی نه شنیدند چه کنند و بعد از شنیدن نه با خودشان چطور کنار بیایند. واژه دو حرفی نه هزار حرف نگفته و نهفته دارد. کلامی که به مهارتی چندگانه متصل است.
آرمانشهر یا اتوپیای اصولگرایان کجاست؟ اگر سیاستهای چند دهه اخیر بررسی شود. اگر افقهای اصولگرایان تبیین شود به چه شهری خواهد رسید؟ تهران ر ه ش قطعاً آرمانشهر اصولگرایی نیست که امیرخانی از آن برخاسته است. برای همین با تمام توان به هجو آن میپردازد؛ اما نسخهای که امیرخانی در نهایت برای آرمانشهر ارائه میدهد کجاست؟ برای درک این موضوع باید به سراغ فصل آخر رمان ره ش رفت. جاییکه…
«مثل یک عاشق» آخرین اثر سینمایی عباس کیارستمی است که در سال ۲۰۱۲ در ژاپن ساختهشده است. این فیلم از درونمایهای تکراری بهره گرفته و تقابل پیر و جوان را نشان میدهد. با بستری آغشته به شیطنت هوس و چموشی عشق، تداعی رمانهایی همچون «خانه زیبارویان خفته» از یاسوناری کاواباتا اولین ژاپنی برنده نوبل ادبیات و همچنین «خاطرات دلبرکان غمزه من» از گابریل گارسیا مارکز» است.
من اهل رمانتیک بازی با فیلم و سریال نیستم؛ اما چون دعوتشدهام به چالش با کدام فیلم گریه کردی؟ ذهنم را زیر و رو کردم ببینم با کدام فیلم متأثر شدهام. گریستن که قطعاً برایم پیش نیامده است. در بین همه فیلمهایی که دیدهام درنهایت به چند گزینه رسیدم اما مایلم از فیلم «زمانی برای مستی اسب ها» از بهمن قبادی بنویسم که در سال دوهزار دوربین طلای فستیوال کن را برایش به ارمغان آورد. فکر کنم تنها فیلم ایرانی که بهشدت من را متأثر کرد
