گذشته، حال استمراری است!
تا همین هفته گذشته دقت نکرده بودم که در زبان فارسی رایج، حال ساده در حال انقراض است. در فارسی کلاسیک فعلهایی مانند گوید رود و… را زیاد میبینیم؛ اما امروزه به ندرت در نوشتار از صرف حال ساده استفاده میشود و در گفتار از آنهم کمیابتر است. به جز هست و است ما از حالساده دست کشیدهایم. نگرانی وجود ندارد. به هر صورت حال استمراری جای حال ساده را گرفته است. مینویسم میروم می می می … در نگاهی کاملاً بیربط اگر جامعه گلخانهای خودمان را هم به دقت نگاه کنیم، به رفتار فردی و جمعی … کم و بیش با یک مسأله روبرو میشویم. کمترکسی طالب حال ساده است.
هرچند به قول کارن همایونفر«گذشته، حال استمراری» است و به قول رضا قاسمی در همنوایی شبانه ارکستر چوبها: «این «گذشته» است که شب می خزد زیر شمدت. پشت میکنی میبینی رو به روی توست. سر در بالش فرو میکنی میبینی میان ِ بالش ِ توست. مثل سایه است و از آن بدتر. سایه، نور که نباشد دیگر نیست؛ اما «گذشته» در خموشی و ظلمت با توست.»
این پست را مدیون سمیه سمساریلر هستم که هر بار با هم صحبت کردهایم پنجرهای گشوده برایم به دنیای رمز و رازها

شما خودت هم دری و هم پنجره ای .