drag2
|

راهنمای مردن با گیاهان دارویی عطیه عطارزاده

این کتاب در نگاه اول آیتم‌های جلب مخاطب را دارد. نامی اغواگر، راوی غیرمعمول و قصه‌ای مرموز، راوی نابینا از طریق آشنایی‌زدایی از محیط پیرامون خود، جهان دیگری را به خواننده نشان می‌دهد و در این کار  موفق است؛ هرچند به‌وقت مطالعه برای مخاطب فضاهای آشنای دیگری نیز تداعی می‌شود. سکانس‌هایی از فیلم بید مجنونی مجید مجیدی و نوعی هم‌آوایی رمان با این فیلم… برای مثال معماری خانه یوسف و خانه دخترک شبیه به هم هستند، بعضی دیالوگ‌ها و به‌خصوص نامه مرتضی به یوسف در فیلم را می‌توان در متن رمان بازخوانی کرد. در فیلم همسر یوسف برای قهر به کاشان می‌رود و در رمان دخترک برای قهر درخواست رفتن به کاشان دارد. لحظه بینایی یوسف در فیلم مواجه او با پنجره اتاق بیمارستان است و دختر رمان نیز در وقت بینایی با پنجره چالش دارد. در فیلم یوسف برای عمل به فرانسه می‌رود و در بیمارستانی عمل می‌شود که فضای سبز دراماتیکی دارد. در رمان نیز دخترک برای عمل به برلین می‌رود و اتفاقاً توصیف او از حوالی برلین بعد از بینایی شباهت بسیاری به مکان‌های مورد اشاره در فیلم دارد.

البته به این متریال باید کمی از الایام طه حسین و رمان کوری ساراماگو، بوف کور، شعر دلم برای باغچه می‌سوزد فروغ را هم اضافه کنیم.

هر رمانی بدون شک ترکیبی از آثار دیگر در دل خود دارد و این رمان هم استثنا نیست. عطارزاده در این رمان منطق روایی دخترکی نابینا را تقریباً خوب از آب درآورده است هرچند این منطق گاهی از دستش خارج‌شده که قابل اغماض است. برعکس متنی که پشت کتاب نوشته‌شده است. من به تجربی و نوگرا بودن اثر اعتقادی ندارم و آن متن را تنها دستمایه اغوای مخاطب برای خرید رمان تلقی می‌کنم. همین اتیکت تجربی و نوگرا بودن و ساختار گریزی را مانعی می‌دانم که منتقد را از بیان نقصان روایت و ساختار بر حذر دارد.

wave

همیشه باید چیزی برای از دست دادن داشته باشی!

همیشه چیزی به دست بیاور تا چیزی برای از دست دادن داشته باشی. آدم‌هایی که چیزی برای از دست دادن ندارند؛ خطرناک‌ترین نوع بشرند. می‌توانند هر رابطه‌ای را به راحتی تمام کنند. هر معادله‌ای را به هم بزنند. هر فاجعه‌ای را به بار بیاورند. آنها هراسی از شکست ندارند؛ چون تمامیت هولناک شکست را با تمام وجود احساس کرده‌اند، طعم زهرآگین حقارت را چشیده‌اند؛ اما همچنان دون‌کیشوت‌وار با وجه تهی درون خودشان می‌جنگند شاید ورق برایشان برگردد. هر امکانی را می‌توان از آنها انتظار داشت. هرچند به گفته فاکنر در خشم و هیاهو:« زندگی به من آموخت که هیچ چیز از هیچ کس بعید نیست!» 

street

داستان با پسرم روی راه – ابراهیم گلستان

سر ظهر نرسیده به شهر چرخ ما دوباره پنچر شد. پیاده شدیم و چرخ را نگاه کردیم. راه خالی بود و ما دیگر یدکی نداشتیم چون بار اول، یک ساعت پیش، که پنچر شده بودیم یدکی را به کار برده بودیم. و اکنون بیابان خاموش بود و راه خالی لای تپه‌ها می‌لغزید و برمی‌گشت میان…

marufi
|

نام تمام مردگان یحیاست!

رمان تمام مردگان… از لحاظ زمان و مکان با رمان دیگر معروفی یعنی سال بلوا تناسب دارد. هر دو رمان در سنگسر رخ می‌دهد و در همان برهه زمانی… در لابه‌لای رمان از شخصیت‌های رمان سال بلوا به عنوان شخصیت‌های فرعی استفاده شده است؛ قصه اصلی رمان را می‌توان به این صورت خلاصه کرد: «داور هیزم شکن صاحب شش فرزند به نام‌های یحیا، مسیحا، اسماعیل، ابراهیم، میکائیل(پورو) و نورسا است که در طول رمان آنها را از دست خواهد داد. اما در تداعی‌واره‌ای چون زکریای پیامبر در شصت و شش سالگی و بعد از اینکه از آخرین داغ فرزندشان هفت سال گذشته است صاحب هفتمین فرزند به نام مندل می‌شود. مرگ داور، زندگی مندل… مابقی ماجرای رمان است. در این بین باید اشاره کرد که روایت رمان در خواب مندلی رخ می‌دهد که همانند اصحاب کهف در زیر بهمن به خواب رفته است و در دوران معاصر بیدار می‌شود… فضای سراسر حزن و غم‌انگیز رمان، خوانش یکباره آن را سخت می‌کند و به نظر می‌رسد کتاب همه‌پسندی نباشد. نام گذاری فصل‌های رمان نیز با خلاقیت معروفی به صورت حروف مقطعه آیه نخست سوره مریم(کعیهص) است به جز فصلی که آیه هفتم همین سوره را بر پیشانی دارد. یا زَکرِیا إِنَّا نُبَشِّرُک بِغُلَامٍ اسْمُهُ یحْیی. نثر این رمان شاعرانه‌تر از دیگر آثار معروفی است و خرده روایت‌های جذابی در تار و پود متن تنیده شده است که ادامه به آن‌ها اشاره می‌کنم

divorce
|

یک‌شب تام کروزتان را قرض می‌دهید؟

یه چیزهایی هست که آدم دوست داره فقط با یه نفر داشته باشه. با یه نفر که اهلش باشه، حالا بگو در حد یه چایی خوردن. با اهلش که باشی، دلت هم اهل میشه. حالت رو به راه میشه. دو تا اهل که با هم باشن، ریزترین چیزا هم از دستشون در نمیره. ریزهای همدیگر رو پیدا می کنن و به‌هم گره‌اش میزنن. اگه نااهلش بیاد گره باز می شه…»  مریم عباسیان، مجموعه داستان فیلم‌های کتبی سیلویا پلات