مثل یک عاشق
| |

مثل یک عاشق

«مثل یک عاشق» آخرین اثر سینمایی عباس کیارستمی است که در سال ۲۰۱۲ در ژاپن ساخته‌شده است. این فیلم از درون‌مایه‌ای تکراری بهره گرفته و تقابل پیر و جوان را نشان می‌دهد. با بستری آغشته به شیطنت هوس و چموشی عشق، تداعی رمان‌هایی همچون «خانه زیبارویان خفته» از یاسوناری کاواباتا اولین ژاپنی برنده نوبل ادبیات و همچنین «خاطرات دلبرکان غمزه من» از گابریل گارسیا مارکز» است.

catcher in the ray
| | |

ناطوردشت، هولدن و نسل حاضر

فیلم یاغی دشت درباره زندگی سالینجر پیرامون نگارش کتاب ناطوردشت است. مدتی قبل صدمین سال تولد سالینجر بود. زمانی که ناطوردشت را خواندم مثل خیلی‌ها شیفته سالینجر شدم. هولدن را دوست داشتم. بعد متوجه شدم که ناطوردشت و شخصیت هولدن بین هم نسلانم به‌شدت محبوب است؛ اما چرا؟ چرا ضدقهرمانی باید شخصیت محبوب نسلی شود؟ هولدن شخصیتی است که در عمرش موفقیتی کسب نکرده است، بااین‌حال همچنان به جهان نگاه عاقل اندر سفیه دارد. با همه بی‌دست و پایی‌اش همچنان گستاخ است و بی‌پروا دلش می‌خواهد به همه‌چیز دست‌درازی کند. می‌داند از درون حقیر است. از بیرون هم حقیر دیده می‌شود؛ اما ظرافت ماجرا در همین است، کسی که خودش می‌داند حقیر است و از بیرون هم حقیر دیده می‌شود چرا باید گستاخانه به همه جهان نگاه عاقل اندر سفیه داشته باشد؟ مثل کسی که می‌داند شنا بلد نیست. می‌داند آب عمیق است؛ اما با این احوال سعی می‌کند با غرور روی آب راه برود. تاوان چنین تفکری، چیزی جز غرق شدن نیست.

با کدام فیلم گریه کردی؟
|

با کدام فیلم گریه کردی؟

من اهل رمانتیک بازی با فیلم و سریال نیستم؛ اما چون دعوت‌شده‌ام به چالش با کدام فیلم گریه کردی؟ ذهنم را زیر و رو کردم ببینم با کدام فیلم متأثر شده‌ام. گریستن که قطعاً برایم پیش نیامده است. در بین همه فیلم‌هایی که دیده‌ام درنهایت به چند گزینه رسیدم اما مایلم از فیلم «زمانی برای مستی اسب ها» از بهمن قبادی بنویسم که در سال دوهزار دوربین طلای فستیوال کن را برایش به ارمغان آورد. فکر کنم تنها فیلم ایرانی که به‌شدت من را متأثر کرد

Suicide
|

به طعم گیلاس

ریچارد یاتس در انقلاب جاده می‌گوید:« این مشکل چقدر دردناک است؛ اینکه همیشه برای فرار از دست یک “آدم” به “آدم” دیگری پناه برده‌ایم… » و در نمای کلی‌تر انسان از حالی به حال دیگر پناه می‌برد. از بیداری به خواب، از خواب به بیداری، از گرسنگی به غذا،  از تشنگی به آب، از ایستادن به نشستن، از… به … و گاهی به جایی می‌رسد که از زندگی به مرگ پناه می‌برد…

این دیالوگ‌های درخشان فیلم طعم گیلاس از عباس کیارستمی اگر به اغراق نگویم که  آدم را روانی می‌کند حداقل می‌تواند تکانه‌ای باشد در این روزگار تکراری…

hart
| |

چرا هیچ خلوت عاشقانه‌ای خلوت نیست؟

 در این عصر جمعه دارم ترانه Ending از Isak Danielson را در خلوتم می‌شنوم و به صورت کاملاً تصادفی بعد از اینکه فیلم جنگل نروژی را دیده‌ام. فیلم اقتباس موفقی نبود و حالی را گرفت که امروز اصلاً در کار نبود. جنگل نروژی در اصل رمانی است از هاروکی موراکامی و روایت سه دوست که دنیای‌شان بعد از خودکشی یکی از آنها دگرگون می‌شود. روایت پیچیده رابطه‌های کلاف‌گونه که جز کلافگی شخصیت‌ها پیامدی ندارد. به ارتباط انسان‌ها فکر می‌کنم. به پیچیدگی رابطه‌ها و طنین ترانه Ending که در سرم می‌چرخد و می‌پیچد. We’re at the end of the line… چه کسی است که در زندگی‌اش حداقل یک‌بار به ته این جاده نرسیده باشد. که به شبی رسیده باشد و چشم‌هایش با خواب قهر نکرده باشد. این قسمت از مکث آخر یونس تراکمه می‌آید جلوی

photo
|

فیلم همه‌ می‌دانند! اصغر فرهادی

امروز «همه می‌دانند!» اصغر فرهادی را دیدم. فیلم خوبی بود؛ اما دست و پای بسته. خبری از  جسارتی نبود که فیلم‌ساز باید برای این فیلم از خودش نشان می‌داد به خصوص در سکانس‌های دونفره… قصه‌ای که جا داشت به شدت هیجان‌انگیزتر و بهتر به نمایش درآید. به هر حال دیگر از آن خط قرمزهای سینمای ایران در میان نبود. اما فرهادی تا کنون نشان داده اگر خط قرمزها هم برداشته ‌شوند همچنان دست و دلش می‌لرزد حتی در نشان دادن مرز صمیمیت بازیگران هم  ضعف دارد.  این در‌حالی‌ست که

casablanca2
|

کازابلانکا، عاشقانه‌ای برای تمام فصل‌‌ها

دلم می‌خواست خودم را به دیدن یک فیلم کلاسیک دعوت کنم. گاهی وقت‌ها برای خودم کادو می‌خرم. به دیدن فیلم دعوت می‌کنم. کتاب می‌خرم. اما دیروز که با خودم قرار گذاشتم یک فیلم کلاسیک را ببینم. با گزینه‌های مختلفی روبرو بودم. در نهایت کازابلانکا را دوباره دیدم. لعنتی چرا این فیلم کهنه نمی‌شود. از آن عامه‌پسندهای دوست داشتنی است که بعد از حدود ۷۶ سال هنوز هم می‌شود نشست و تماشایش کرد و درگیرش شد. به خصوص کلوزآپ‌های اینگرید برگمن که نگاهی توام با عشق، تردید، ترس را یکجا القا می‌کند و آن سکانس درخشانی که اینگرید برگمن از سم می‌خواهد آهنگ قدیمی را دوباره برایش بنوازد.