| |

نقد مهم‌ترین رمان عربی قرن بیستم

در «نقطه سرخط» این هفته، نقد شاهکاری که در ایران استقبال نشد.

مهم‌ترین رمان عربی قرن بیستم

آرمان‌شهر هر فرد کجاست؟ اگر به آن رسید و آنی نبود که تصور داشت؛ چه می‌شود؟ اگر اهداف مهم شخصی توهم باشد؛ چه برسر آن فرد می‌آید؟ در نقطه سرخط این هفته با این سؤالات به‌نقد یکی از شاهکارهای ادبیات داستانی عرب پرداخته خواهد شد.

 «موسم الهجره الی الشمال» از طیب صالح (۱۹۲۹-۲۰۰۹) نویسنده سودانی که در ایران با عنوان «موسم هجرت به شمال» با ترجمه رضا عامری، نشر چشمه، «فصل مهاجرت به شمال» با ترجمه مهدی غبرایی، نشر پوینده و «موسم هجرت به شمال» با ترجمه عطاالله مهاجرانی، نشر امید ایرانیان در سال‌های اخیر منتشرشده است.

street

داستان با پسرم روی راه – ابراهیم گلستان

سر ظهر نرسیده به شهر چرخ ما دوباره پنچر شد. پیاده شدیم و چرخ را نگاه کردیم. راه خالی بود و ما دیگر یدکی نداشتیم چون بار اول، یک ساعت پیش، که پنچر شده بودیم یدکی را به کار برده بودیم. و اکنون بیابان خاموش بود و راه خالی لای تپه‌ها می‌لغزید و برمی‌گشت میان…

living

داستان مادلن صادق هدایت

صادق هدایت داستان‌های کوتاهی دارد که به نسبت دیگر داستان‌هایش مهجور و کمتر دیده‌شده است. «مادلن» یکی از همین داستان‌هاست که هدایت با توصیف‌های کوتاه از محیط توانسته فضای داستان را به خوبی به خواننده منتقل کند.

st

داستان کلیسای جامع، ریموند کارور

کلیسای جامع ریموند کارور ترجمه فرزانه طاهری همان مرد کور، دوست قدیمی زنم. بله خود او داشت می‌آمد شب را پیش ما بماند. زنش مرده بود. برای همین آمده بود به دیدن قوم‌وخویش‌های زن مردهاش در کانتی کات. از خانهٔ همان‌ها به زنم تلفن کرد. باهم قرار و مدارش را گذاشتند. با قطار می‌آمد، پنج‌ساعتی…

divorce
|

یک‌شب تام کروزتان را قرض می‌دهید؟

یه چیزهایی هست که آدم دوست داره فقط با یه نفر داشته باشه. با یه نفر که اهلش باشه، حالا بگو در حد یه چایی خوردن. با اهلش که باشی، دلت هم اهل میشه. حالت رو به راه میشه. دو تا اهل که با هم باشن، ریزترین چیزا هم از دستشون در نمیره. ریزهای همدیگر رو پیدا می کنن و به‌هم گره‌اش میزنن. اگه نااهلش بیاد گره باز می شه…»  مریم عباسیان، مجموعه داستان فیلم‌های کتبی سیلویا پلات

war

اسیر جنگی، منی فاضل

همیشه روایت جنگ دهه شصت را از زبان طرف ایرانی شنیده‌ایم. روایت اسارت را در فیلم‌های ایرانی دیده‌ایم اما داستان «اسیر جنگی» از منی فاضل این بار از آن سو، از زبان طرف دیگر جنگ سخن می‌گوید. طرفی که تا همین چند دهه پیش کشور دشمن بود و حالا سرزمین دوست و برادر… با این حال هرگز نشده‌است حوادث مشترک را از زاویه دید طرف مقابل ببینیم.