barber
|

آرایشگر محبوب من

امروز یک سال از روزی می‌گذشت که تصمیم گرفتم آرایشگرم را عوض کنم. می‌دانم مرسوم نیست و کمتر کسی تمایل دارد مدام آرایشگرش را عوض کند؛ اما به هر حال امروز دوازدهمین آرایشگر را هم امتحان کردم. خوشبختانه آن‌قدر آرایشگاه زیاد شده که من شرمنده این مدل تنوع‌طلبی خودم نباشم. این آخری بی‌زبان‌ترین آرایشگری بود…

cut
|

سرنوشت محتوم رابطه…

رابطه شبیه کودکی است در آغوش. با همه شیرینی و خنده‌هایش و گاه با گریه و … اما سرنوشت محتوم همه رابطه‌ها جدایی است. خواه از قبال مرگ یا طلاق، یا حتی مصطلح امروزی‌ها کات… بعد از آن کودکی در آغوشت نیست. همچون جنازه‌ای است به دوش‌ات که تا ابدیت آن را چون سنگ سیزیف…