روایت ترور شاه شهید
در اردیبهشت سال ۱۲۷۵ ه ش قرار بود که جشن «قران» به مناسبت پنجاهسالگی سلطنت ناصرالدینشاه برگزار شود. تمام دربار قاجار در پی تدارک جشن باشکوهی بودند که میبایست هفت شب آتشبازی و چهار شبانهروز بزم در دل داشته باشد. جمعه، چند روز مانده به جشن، ناصرالدینشاه عزم زیارت شاه عبدالعظیم میکند. پیش از ظهر به صحن میرسند. حاکم و خدام قصد دارند تا صحن را قرق کنند؛ اما ناصرالدینشاه مخالف میکند و میگوید که قصد دارد همانند سایر مردم به زیارت برود. شاه وارد بقعه میشود. زیارت میکند. در قسمت پایین مقبره، قالیچه و سجادهای طلب میکند. حاضر برای ادای نماز است که از قسمت زنانه، زنی قصد دادن عریضه به شاه را دارد. دست که دراز میکند صدای گلوله از زیر عریضه در فضای حرم میپیچد. آنکه در پوشش زنانه گلوله را شلیک کرده، کسی نیست جز میرزا رضای کرمانی، اینکه چهها پیشآمده بود که میرزا رضا مرتکب چنین عملی میشود بماند. اینکه اختلاف میرزا و نایبالسلطنه و آقاخان بر سر چه بود هم بماند. نکتهای که در ترور ناصرالدینشاه جالب است اینکه
