بیمار، فاعل یا مفعول
در جهان پیش از مدرن، کسی که بیمار میشد با او در موضع فاعلیت برخورد میشد. به این معنا که او کاری کرده بود که بیمار شده است. طبیب از او درباره تغذیه، فعالیت و … سؤال میکرد. هنوز هم در باور سنتگرای خانوادهها، بیمار یک فاعل است. وقتی فرد سرما بخورد، به او گفته میشود لباس مناسب نپوشیدی یا مرتکب کاری شده است که سرماخورده است. حتی به عبارتهایی که برای نام بیماریها انتخابشده دقت کنیم. همین مسأله به چشم میآید. سرماخورده است. بیمار در حالت فاعل سرماخورده است؛ اما در دنیای مدرن بیمار از موضع فاعل به مفعول تغییر جایگاه داده است. به این معنا که فرد وقتی بیمار میشود دلیلی خارج از فعلیت او باعث شده دچار بیماری شود. ویروس، باکتری و یا حتی ژنتیک و وراثت… پیامد این تغییر زاویه دید در دو سطح خودش را نشان میدهد.
