نام تمام مردگان یحیاست!
رمان تمام مردگان… از لحاظ زمان و مکان با رمان دیگر معروفی یعنی سال بلوا تناسب دارد. هر دو رمان در سنگسر رخ میدهد و در همان برهه زمانی… در لابهلای رمان از شخصیتهای رمان سال بلوا به عنوان شخصیتهای فرعی استفاده شده است؛ قصه اصلی رمان را میتوان به این صورت خلاصه کرد: «داور هیزم شکن صاحب شش فرزند به نامهای یحیا، مسیحا، اسماعیل، ابراهیم، میکائیل(پورو) و نورسا است که در طول رمان آنها را از دست خواهد داد. اما در تداعیوارهای چون زکریای پیامبر در شصت و شش سالگی و بعد از اینکه از آخرین داغ فرزندشان هفت سال گذشته است صاحب هفتمین فرزند به نام مندل میشود. مرگ داور، زندگی مندل… مابقی ماجرای رمان است. در این بین باید اشاره کرد که روایت رمان در خواب مندلی رخ میدهد که همانند اصحاب کهف در زیر بهمن به خواب رفته است و در دوران معاصر بیدار میشود… فضای سراسر حزن و غمانگیز رمان، خوانش یکباره آن را سخت میکند و به نظر میرسد کتاب همهپسندی نباشد. نام گذاری فصلهای رمان نیز با خلاقیت معروفی به صورت حروف مقطعه آیه نخست سوره مریم(کعیهص) است به جز فصلی که آیه هفتم همین سوره را بر پیشانی دارد. یا زَکرِیا إِنَّا نُبَشِّرُک بِغُلَامٍ اسْمُهُ یحْیی. نثر این رمان شاعرانهتر از دیگر آثار معروفی است و خرده روایتهای جذابی در تار و پود متن تنیده شده است که ادامه به آنها اشاره میکنم
