‌کاشی‌ما (۸)

عطر جزء جدایی‌ناپذیر شعر کلاسیک فارسی است.گویی هرچقدر شعر عاشقانه‌تر باشد، رایحه‌های بیشتری از بین واژگان در ذهن تداعی می‌شود. از عطر گیسوی یار تا بوی پیرهن یوسف، از بوی مرموز کافور تا عطر یاس و نرگس… از گلاب و عنبر تا مشک نافه آهوان ختن؛ اما چرا شاعران این‌قدر از روایح در شعرشان سود جسته‌اند؟

Recipe

دنیای شگفت‌انگیز عطر ۱

دهه اول و دوم زندگی من بدون هیچ عطری سپری شد. آسم کودکی باعث شده بود از هر چیز معطری دور باشم. در کودکی تنها اودکلنی که در خانه ما بود، اودکلنی به‌جامانده از دوران عروسی پدر و مادرم بود. رایحه‌اش مثل صبحی مه‌آلود در کنج دنجی از ذهنم باقی‌مانده است. کسی از اعضای خانواده اسم آن را نمی‌داند. بعدها البته اکثریت عطرهای دهه ۷۰ و ۸۰ میلادی رایج را تست کردم؛ اما آن رایحه مرموز نوستالژیک برایم تداعی نشد.

دهه سوم از زندگی‌ام شروع آشنایی من با دنیای عطر بود. آن‌هم به طرز وسواسی و محتاط