|

باید یک داستان بنویسم، سمیه سمساریلر

«باید یک داستان بنویسم.» نام مجموعه داستانی از سمیه سمساریلر است که در سال جاری از سوی نشر نهفت منتشر شده است. سمساریلر پیش ‌از این مجموعه داستان «زخم‌هایم کهنه نمی‌شوند.» را نیز منتشر کرده بود. «زخم‌هایم …» تلفیقی از دغدغه‌های شخصی و دردمندی اجتماعی بود. روایت زخم‌های ناسوری بر تن اجتماع که جان انسان حساس را می‌آزارد تا ذهن در کنشی خلاقانه قصه‌ای بسراید. او در مجموعه جدیدش نیز همین سویه را ادامه داده است؛ اما با جهشی چشم‌گیر در عناصر داستانی و محتوا… سمساریلر در «باید یک داستان بنویسم.» طی دوازده داستان کوتاه این بار از بیان کلی مساله‌ها عبور کرده است و با ظرافتی ملموس مخاطب را در لمس جزئیات رخدادهایی قرار می‌دهد که تجربه‌اش دور از ذهن نیست.

living

داستان مادلن صادق هدایت

صادق هدایت داستان‌های کوتاهی دارد که به نسبت دیگر داستان‌هایش مهجور و کمتر دیده‌شده است. «مادلن» یکی از همین داستان‌هاست که هدایت با توصیف‌های کوتاه از محیط توانسته فضای داستان را به خوبی به خواننده منتقل کند.

st

داستان کلیسای جامع، ریموند کارور

کلیسای جامع ریموند کارور ترجمه فرزانه طاهری همان مرد کور، دوست قدیمی زنم. بله خود او داشت می‌آمد شب را پیش ما بماند. زنش مرده بود. برای همین آمده بود به دیدن قوم‌وخویش‌های زن مردهاش در کانتی کات. از خانهٔ همان‌ها به زنم تلفن کرد. باهم قرار و مدارش را گذاشتند. با قطار می‌آمد، پنج‌ساعتی…